بسیار خوش آمدید!
از شما دعوت می‌شود که از بخشهای آموزشی و مطالب مفید و نکته‌های ارزشمند بیان شده در سایت انگلیسی مثل آب خوردن دیدن و استفاده فرمایید.

Google
Web On this site

اهميت فراگيري اصطلاحات در انگليسي

اصطلاحات (idioms) کلمات و عبارات ثابتي هستند کـه يـا از لحاظ گرامري غيرعادي هستند (مثل «Long time, no see!» و يا از اين جهت که داراي معني‌اي هستند که نمي‌تواند از معاني کلمات تشکيل دهنده آن استخراج شود (مانند: It's raining cats and dogs!).

هر زباني داراي اصطلاحات خاص خودش مي‌باشد و اغلب فراگيري آنها براي زبان‌آموزها دشوار مي‌باشد.

مثال:

     معني تحت اللفظي (نه يک اصطلاح):

- She broke the ice with a small hammer and dropped it into the blender.

- او با کمک يک چکش کوچک يخ را شکست و آن را داخل دستگاه مخلوط کن انداخت.

     معني اصطلاحي (يک اصطلاح):

- Before the conference began, the speaker broke the ice with a joke.

- قبل از آغاز کنفرانس، گوينده با يک لطيفه کارش را شروع کرد.

همانطور که مي‌بينيد، اين عبارت (to break the ice) دو معني متفاوت دارد که معني تحت‌اللفظي آن «شکستن يخ» و معني اصطلاحي آن «کاري را آغاز کردن» مي‌باشد.

 

افعال چند قسمتي (Phrasal verbs) نـوع ديگري از اصطلاحات هستنـد که آنهـا را اغلب در انگليسي محاوره اي مي‌توان شنيـد. ساختـار افعـال چنـد قسمتي بـه صورت فعل + حرف اضافه (verb + preposition) مي‌باشد و غالباً از 2 و گاهي 3 کلمه تشکيل مي‌شوند. يک فعل چند قسمتي براي خود معني خاصي دارد که با معني کلمات تشکيل دهنده آن متفاوت است.

چند مثال:

back out  جر زدن، خلف وعده کردن

put off  به تعويق انداختن

show off  خودنمايي کردن

 

اصطلاحات و افعال چند قسمتي در انگليسي محاوره‌اي نيز بسيار مورد استفاده قرار مي‌گيرند و در بسياري از آزمونهاي زبان انگليسي و از جمله در بخش شنيداري آزمون تافل نيز مهارت شما در شناخت و درک اصطلاحات انگليسي مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد.

اصطلاحات نقش بسيار مهمي را در زبان انگليسي ايفا مي‌کنند و در واقع کاربرد آنها چنان گسترده است که براي برقراري ارتباط مؤثر، چه در شنيدن و صحبت کردن و چه در خواندن و نوشتن، کاملاً ضروري به نظر مي‌رسند.

درک صحيح اين اصطلاحات و يافتن اين حس که آنها کي و چگونه مورد استفاده قرار بگيرند واقعاً مي‌تواند توانايي شما را در خواندن متون انگليسي و درک مکالمات روزمره افزايش دهد. اما چطور مي‌توان اين حجم زياد اصطلاحاتي را که در نوشتارهاي روزمره وجود دارد، فرا گرفت؟

يک راه اين است که لغات کليدي خاصي را در زبان انگليسي در نظر بگيريد و اصطلاحات مرتبط با آن را فرا بگيريد. بعنوان مثال لغت head، لغت کليدي بسياري از اصطلاحات است. يک «ديکشنري اصطلاحات» خوب حداقل 40 اصطلاح روزمره که دربرگيرنده اين لغت مي‌باشد را فهرست مي‌کند. لغات کليدي ديگري که با اين هدف مي‌توان جستجو کرد عبارتند از: رنگها، حيوانات معمولي، اعضاي بدن (مثل چشم: eye) پديده‌هاي طبيعي (مثل باد: wind، خورشيد: sun و...).

يک روش ديگر آن است که اصطلاحات انگليسي را با اصطلاحات زبان مادري خودتان مقايسه کنيد. اين مي‌تواند يک تمرين جالب و در عين حال وسيله‌اي براي بخاطر سپردن مؤثرتر اصطلاحات باشد. مثالهاي زير را در نظر بگيريد و به شباهتشان با معني فارسي آنها دقت کنيد:
 

Close your eyes to something

معادل فارسي: چشم پوشي کردن / معني ظاهري: چشم خود را برروي چيزي بستن

Button one's lips

معادل فارسي: زيپ دهان خود را کشيدن / معني ظاهري: دکمه‌هاي لب خود را بستن!

Get something off one's chest

معادل فارسي: دل خود را خالي کردن / معني ظاهري: چيزي را از سينه خود خارج کردن

Get up on the wrong side of the bed

معادل فارسي: از دنده چپ برخاستن / معني ظاهري: از سمت نادرست تخت برخاستن

Give someone the cold shoulder

معادل فارسي: با کسي سرد برخورد کردن / معني ظاهري: به کسي شانه سرد دادن!

Stand on one's own two feet

معادل فارسي: روي پاي خود ايستادن / معني ظاهري: روي دو پاي خود ايستادن

Open a can of worms

معادل فارسي: آتش در لانه زنبور کردن / معني ظاهري: يک قوطي پر از کرم را باز کردن

Scrape the bottom of the barrel

معادل فارسي: کفگير به ته ديگ رسيده / معني ظاهري: ته بشکه را تميز کردن

Two heads are better than one

معادل فارسي: يک دست صدا ندارد / معني ظاهري: دو تا کله بهتر از يکي است

Keep something under one's hat

معادل فارسي: تو دل خود نگه داشتن / معني ظاهري: چيزي را زير کلاه خود نگه داشتن

A bad vessel is seldom broken

معادل فارسي: بادمجان بم آفت ندارد / معني ظاهري: يک ظرف بد به ندرت مي‌شکند

White lie

معادل فارسي: دروغ مصلحت آميز / معني ظاهري: دروغ سفيد

 

در ضمن بخاطر داشته باشيد که با اصطلاحات همانند يک «تک واژه» برخورد کنيد: يعني هميشه کل عبارت را در دفتر لغتتان يادداشت کنيد و از يادداشت يک يا چند کلمه از اصطلاح مورد نظر و يافتن معني آنها خودداري نماييد، زيرا همانطور که گفته شد اصطلاحات براي خود معني خاصي دارند و با معاني کلمات تشکيل دهنده خود تفاوت اساسي دارند.