بسیار خوش آمدید!
از شما دعوت می‌شود که از بخشهای آموزشی و مطالب مفید و نکته‌های ارزشمند بیان شده در سایت انگلیسی مثل آب خوردن دیدن و استفاده فرمایید.

Google
Web On this site

Studying, taking exams, passing or failing
جملات و اصطلاحات انگليسي  درس خواندن، امتحان دادن، قبول يا رد شدن
.
I have a lot of studies.
خيلي درس (براي خواندن) دارم./ درس هايم سنگين است.
.
He’s very studious.
او خيلي درس خوان است.
.
I’m going to continue my studies abroad.
قصد دارم در خارج ادامه تحصيل بدهم.
.
When is our exam?
چه روزي امتحان داريم؟
.
We have an exam tomorrow.
فردا امتحان داريم.
.
Our teacher gave us an exam/ a test / a quiz yesterday.
ديروز معلم مان از ما امتحان گرفت.
.
(واژه exam به معناي آزمون يا امتحان کتبي، شفاهي و يا عملي مي باشد که در مدارس و دانشگاه ها مورد استفاده قرار مي گيرد و بر مبناي آن مدارک قبولي اعطا مي شود. شکل رسمي تر اين واژه examination مي باشد. واژهtest  به معناي آزمون است که علاوه بر آزمون اصلي و يا گاهي به جان آن داده مي شود تا مشخص شود که دانش آموزان يا دانشجويان چه مقدار ياد گرفته اند. واژهquiz  به معناي نوعي آزمون غير رسمي و کوتاه مي باشد که ممکن است در طول ترم چندين بار داده شود.)
هفته گذشته امتحان پايان ترم (نهايي) داديم.
We took our final exam last week.
(در زبان انگليسي براي امتحان دادن (توسط شاگرد) از take an examو يا معادل آن do/sit an examاستفاده مي شود)
ديروز امتحان داديم.
We took/ did / sat an exam yesterday.
(براي امتحان گرفتن توسط معلم از gave an examاستفاده مي شود.)
.
Our teacher gave an exam yesterday.
ديروز معلم مان از ما امتحان گرفت.
.
I passed / failed my exam.
در امتحان قبول / رد شدم. ( افعال passو failحرف اضافه نمي گيرند.)
.
I got my report card yesterday.
ديروز کارنامه ام را گرفتم .
.
I was the top student last term.
ترم قبل شاگرد اول ( ممتاز) شدم.
.
How did your exam/interview … go?
امتحانت/مصاحبه ات... چطور بود؟
.
I did well in my exam / interview.
امتحانم /مصاحبه ام خوب شد./امتحانم را خوب دادم.
.
I did badly in my exam / interview.
امتحانم / مصاحبه ام را خراب کردم./ بد دادم.
.
I messed up my exam / interview.
امتحانم / مصاحبه ام را خراب کردم .
.
I finally managed to pass the exam.
بالاخره موفق شدم امتحان را قبول شوم.
.
I almost / nearly failed my exam.
چيزي نمانده بود که در امتحان رد شوم. (اما قبول شدم)
.
I got a (very) low mark in my mindterm test.
در امتحان ميان ترم نمره (خيلي) پايين گرفتم.
.
What’s the passing mark?
نمره قبول چند است؟
.
Will the exam be oral or written?
امتحان شفاهي است يا کتبي؟
.
Have you corrected our exam papers?
ورقه هاي امتحاني ما را تصحيح کرده ايد؟
.
How much time do we have for this exam?
براي اين امتحان چقدر وقت داريم؟
.
Excuse me! How much time is left, please?
ببخشيد! چقدر وقت باقي مانده است؟
.
I’m making a lot of progress / I’m making good progress in my class.
در کلاسم پيشرفت زيادي / خوبي دارم.
.
I don’t study / I’m not studying as hard as I should.
آنقدر که بايد درس نمي خوانم.
.
I’m behind ( the class) in my studies.
از کلاس عقب هستم.
.
I’m falling behind because I don’t put in enough time for my studies.
دارم عقب مي افتم زيرا به اندازه کافي براي درس هايم وقت نمي گذارم.
.
I’m not in the mood for studying today. = I don’t feel like studying today.
امروز حال و حوصله درس خواندن را ندارم.
.
If you want to get high ranking in the university entrance exam, you must burn the midnight oil. (= stay up late at night and study)
اگر مي خواهي در امتحان ورودي دانشگاه رتبه بالايي بدست بياوري بايد دود چراغ بخوري. (منظور بيدارن ماندن در شب و درس خواندن است.)
.
Will you give me some extra time, please? I’m still on question .
امکان دارد به من وقت بيشتري بدهيد؟ من هنوز سوال  هستم.
.
I barely managed to pass the exam.
به زور / به زحمت در امتحان قبول شدم.
.
هنگام امتحان همه چيز يادم رفت.
My mind went blank during the exam.
.
I passed the exam by the skin of my teeth.
امتحان را ناپلئوني قبول شدم.