بسیار خوش آمدید!
از شما دعوت می‌شود که از بخشهای آموزشی و مطالب مفید و نکته‌های ارزشمند بیان شده در سایت انگلیسی مثل آب خوردن دیدن و استفاده فرمایید.

Google
Web On this site

لغات و اصطلاحات انگليسي در بورس

account
حساب، به اصل حساب افتتاح شده در نزد بانک يا کارگزار گفته مي شود
aggressor
مهاجم، خريدار معتقد به صعود قيمت ها
anecdotal
شايعات وشنيده هاي غير رسمي
anticipation
پيش بيني
appreciation
افزايش ارزش يک ارز در مقابل ارزي ديگر
arbitrage
استفاده از تفاوت قيمت يک کالا در دو بازار مختلف
ask
نرخ خريد معامله گر و نرخ فروش کارگزار
asset
دارايي، نقدي و غير نقدي
B
balance
تراز حساب
barchart
نوعي نمودار براي نمايش نوسان قيمت در بازار هاي مالي
base currency
در هر جفت ارز، ارزي که ابتدا نوشته ميشود
basis
کوچکترين واحد تغييرات نرخ بهره
bear
خرس، نماد نزول قيمت
bear market
بازار نزولي
bid
نرخ فروش معامله گر و نرخ خريد کارگزار
BOE
بانک مرکزي انگلستان
break even point
نقطه سربه سر، قيمتي از بازار که معامله گر در آن نقطه با احتساب هزينه هاي جانبي(نظير کارمزد کارگزار)در وضعيت خنثي (نه سود و نه ضرر)قرار گيرد
broker
کارگزار
brokerage fee
کارمزدي که کارگزار بابت ارايه خدمات معاملاتي از معامله گر دريافت مي نمايد
budget deficit
کسري بودجه
bull
گاو نر، نماد افزايش قيمت
bull market
بازاري که قيمت هاي آن در حال صعود است
bundes bank
بانک مرکزي آلمان
buy
خريدن
buy limit order
دستور خريدي بالقوه به کارگزار که با کاهش قيمت و رسيدن به قيمت مورد نظر بالفعل مي شود
buying the dips
خريد در قيمت کف بازار
C
cable
لفظي عاميانه براي GBP/USD
calendar
تقويمي که زمان اعلام شاخص هاي اقتصادي را نشان مي دهد
call rate
نرخ بهره شبانه بين بانکي
candelstick chart
نمودار نوسان قيمت موسوم به شمع ژاپني
cash market
بازارخريد و فروش نقدي و فيزيکي ارزها
capital
سرمايه
central bank
بانک مرکزي
CFD
به معاملاتي گفته مي شود که ملکيت در آنها صدق نمي کند و شرکت در آن صرفا به منظور کسب سود ناشي از تفاوت قيمت ميباشد
chart
نمودار که در بازارهاي مالي براي ثبت نوسان قيمت بکار مي رود
client
مشتري
close position
خارج شدن از وضعيت معاملاتي در بازار، مسدود کردن معاملات در حال جريان
commodity
کالا
consumer
مصرف کننده
convertible currency
ارزي که مي تواند بدون کسب مجوز از بانک مرکزي انتشار دهنده آن با ارزهاي ديگر يا طلا مبادله شود.
counter party
طرف مقابل در يک معامله
cross rate
نرخ مبادله ارزهاي فرعي(cross)
cross pair
به جفت ارزهايي گفته مي شود که دلار آمريکا شامل آنها نباشد
crude oil
نفت خام
currency
ارز
currency risk
خطر ضرر وزيان ناشي از معاملات ارزها
currency swap
به قراردادي اطلاق مي شودکه طي آن طرفين ملزم مي شوندارزهاي متفاوتي را دريک نرخ مبادله مشخص، ميزان معين و تاريخي معلوم مبادله نمايند
currency option
قرارداد اختيار معامله ارزه، که به خريدار اختيار اين امکان را مي دهد تا طي زماني معين وبا قيمت و مقداري مشخص و ثابت، در صورت تمايل اقدام به انجام معامله نمايد
currency warrant
قرارداد اختيار معامله ارز با سررسيدي بيش از يک سال
customer
مشتري
D
day trade
معامله يا معاملاتي که در يک روز کاري شروع و در همان روز پايان مي يابد
dealer
شخصيتي حقيقي يا حقوقي که اقدام به خريد دارايي هاي مالي با حجم بالا مي نمايد و آنها را با حجم کمتر به معامله گران خرد با بهاي بشتر مي فروشد
decline
کاهش
deflation
رکود
demand
تقاضا
demo account
حساب مجازي
deposit
سپرده که توسط مشتري نزد کارگزار نگه داري مي شود
depreciation
کاهش، کاهش ارزش يک ارز در برابر ارزي ديگر
discretionary account
به حسابي گفته مي شودکه يک مدير سرمايه با وجوه آن براي صاحب حساب معامله انجام مي دهد و براي هر معامله احتياج به اجازه جداگانه اي از سوي صاحب حساب ندارد
divergence
واگرايي
draft
حواله، برات
draw down
کاهش موجودي حساب در پي چند معامله ناموفق
E
ECB
بانک مرکزي اتحاديه اروپا
EMS
سيستم پولي يکسان کشورهاي عضو اتحاديه اروپا
EMU
اتحاديه پولي اروپا شامل کشورهاي:آلمان، ايتالي، فرانسه، اسپاني، لوکزامبورگ، هلند، پرتغال، اتريش، فنلاند، ايرلندوبلژيک
exchange rate
نرخ مبادلاتي دو ارز
exchange rate risk
رجوع شود به currency risk
execution
به معاملاتي اطلاق مي شود که در بازار باز شده اند و هنوز با يک حالت معاملاتي معکوس مسدود نشده اند
F
fall
سقوط، اشاره به نزول ارزش يک ارز در برابر ارزي ديگر
federal reserve
بانک مرکزي ايالات متحده آمريکا
fixed exchange rate
نرخ رسمي و ثابتي که توسط بانک مرکزي يک کشوربراي تعيين ارزش پول ملي در مقابل ارزهاي ديگر تعيين مي گردد.هرچندکه اين نرخ ثابت معمولا در يک بازه کوچک و کنترل شده نوسان مختصري خواهد داشت
flat
اصطلاحا به زماني اطلاق مي شودکه نوسان هاي بازار جهت خاصي نداشته و فراز و فرود واضحي در بازار مشاهده نمي شود (ونيز به وضعيت معامله گري گفته مي شود که وضعيت معاملاتي نداشته باشد)
floating exchange rate
سيستم نرخ ارز شناور، سيستمي است که طي آن ارزش خارجي پول ملي در بازار و تحت نيروهاي عرضه و تقاضا تععين مي شود
fluctuation
منظور نوسان وتغييرات نرخ است
FOMC
کميته مرکزي بازار باز آمريکا که به تصميم گيري در باره ميزان نرخ بهره (بعبارت بهتر سپرده احتياطي بانکها) مي پردازد (براي اطلاعات بيشتر درخصوص بازار باز و عمليات آن رجوع کنيد به:پول و بانکداري ونهادهاي مالي تاليف دکتر احمد مجتهد)
foreign exchange – forex, fx
بازاري که از تبادل ارزهاي خارجي در مقابل هم پديد مي آيد
forecast
پيش بيني که به تغييرات نرخ هامي پردازد
forward
قرارداد سلف يا forward در بازار فارکس معامله اي است خارج از بورس که بر اساس آن يک ارز در مقابل ارزي ديگر با مقداري مشخص و با قيمتي معين در تاريخي معلوم در آينده مبادله مي شود برخلاف معاملات آتي ها قراردادهاي سلف به سبب ماهيت "خارج از بورس بودن" از انعطاف زيادي برخوردار هستند
front and back office
دفاتر مديريت و پشتيباني در نهادهاي مالي
fund
سرمايه، ذخيره
fundamental analysis
تحليل بنيادي که به بررسي تاثير عوامل سياسي، اقتصادي واجتماعي موثر بر بازار مي پردازد
futures market
بازار معامله قرارداد آتي ه، يک قراداد آتي مانند قرارداد سلف است با اين تفاوت که فقط در بورس ها معامله مي شود و شريط استاندارد بر آن حاکم است(براي آگاهي بيشتر رجوع کنيد به :مشتقات و مديريت ريسک در بازارهاي نفت تاليف دکتر مسعود درخشان)
G
gap
فاصله، منظور فاصله اي در چارت است که بدليل تفاوت در بالاترين قيمت و پايينترين قيمت دو کندل متوالي ايجاد مي شود
GDP
توليد ناخالص داخلي
GFD
نوعي محدوديت براي اجراي دستورهاي از پيش تعيين شده به بروکر است به معناي معتبر تا پايان روز کاري که دستور داده شده است
green back
اصطلاحي براي دلار آمريکا
GTC
مانند GFDاما به معناي معتبر تا اطلاع ثانوي
H
hedging
انجام معامله به منظور محافظت از خطر زيان در معامله اي ديگر
high
بالاترين قيمت در يک بازه زماني تعيين شده
I
illiquidity
رکود، کمبود نقدينگي
index
شاخص
indicator
نشانگر، انديکاتور
inflation
تورم
institutional account
حساب موسساتي
initial margin
سپرده احتياطي موردنياز براي ورود به يک وضعيت معاملاتي است که براي ضمانت اجرايي مي بايست موجود باشد
interbank market
بازاري که از تبادل ارزها مابين بانک ها ايجاد مي شود
interbank rate
نرخ مبادله ارزدر بازار بين بانکي
interest rate
نرخ بهره
introducer broker – IB
شخصيت حقيقي يا حقوقي که واسطه بين کارگزارو مشتري مي شود
ISM
شاخص مديريت عرضه محصولات کارخانه اي
J
jobber
دلال يا کارگزار بورس
jobless claim
به معني مدعي بيمه بيکاري است که بصورت شاخص بيان مي شود و به افرادي اشاره مي شود که بيکار هستند و دولت بايد به آنها بيمه بيکاري پرداخت نمايد
L
lagging indicators
نشانگر(انديکاتور)هاي پيرو، فاقد قدرت پيش بيني که از تغييرات گذشته تبعيت مي کنند
leading indicators
نشانگر(انديکاتور)هاي پيشرو، در ذاتشان پيش بيني هست
leverage
اعتباري که از سوي بروکر داده مي شود و اين امکان را به معامله گر مي دهد تا با سرمايه کمتر از حد يک قرارداد(lot)هم بتواندمعامله نمايد
limit orders
دستور خريدي پايينتر از قيمت فعلي بازار ويا فروش در بالاي قيمت جاري
liquidity
نقدينگي
long position
به حالتي گفته مي شود که با خريد جريان معامله آغاز مي شود
lot
قرارداد، براي معامله در بورس بايد مقدار حداقل و استانداردي از تعداد واحدهاي مورد معامله مورد مبادله قرار گيرد که به اين مقدار استاندارد يک لات گفته مي شودمثلا يک لات دلار برابر ۱۰۰٫۰۰۰ دلار است
low
پايينترين قيمت در يک زماني مشخص
M
major currencies
به زوج ارزهايي گفته مي شودکه دريک طرف آن دلار آمريکا قراردارد.اين زوج ها ۸۵ درصد معاملات را شامل مي شوند:
EUR/USD، USD/JPY، GBP/USD، USD/CHF، USD/CAD، AUD/USDوNZD/USD
manufacturing product
محصولات کارخانه اي
margin
حاشيه امنيت، سپرده اوليه که توسط مشتري نزد کارگزار نگهداري مي شود، پس از دريافت اعتبار پيشنهادي کارگزار و انتخابي مشتري، مارجين ناميده مي شود
margin call
هر کارگزاري حد مشخصي از مارجين را معين مي نمايد که در صورت کاهش حساب مشتري از آن مبلغ، کليه پوزيشن هاي باز مشتري بسته خواهد شد و درخواستي براي شارژ مجدد حساب به مشتري ارسال خواهد شد.
market maker
کارگزاري که عرضه کننده قيمت هاست و خود نيزآمادگي خريد و فروش در برابر مشتريان در نرخ ارزهاي موجود را دارا مي باشد و سفارش معامله از پيش تعيين شده را نيز انجام مي دهد
market order
دستور
انجام معامله
market regulation
مقررات و قوانين حاکم بر بازار
market trend
روند حرکت قيمت ها در بازار
market view
پيش بيني روند حرکتي بازار
maturity
تاريخ تسويه حساب
mini account
حساب ميني
monetary
پولي، مالي
mortgage
رهن، گرو-مربوط به نرخ تسهلات وام هاي اعطايي بانک ها
MPC
کميته سياستگذاري پولي انگلستان
N
narrow
حرکت آهسته و کم حجم نرخ
NFA
موسسه اي مستقل و خود محور که به وضع مقررات و آيين نامه براي بازارهاي آتي ها مي پردازد
non durable goods
کالاهاي کم دوام
non farm payroll
تعداد حقوق بگيران آمريکايي د رهمه بخش ها به جز :کارکنان دولت مرکزي-کارکنان خانه هاي شخصي-کارکنان موسسه هاي خيريه-کارکنان بخش کشاورزي
O
offer
نرخ پيشنهادي
offset
جبران کردن، اصطلاحا به معامله اي جبراني خلاف جهت معامله اصلي براي پوشش ريسک گفته مي شود
o.c.o – one order cancel other
يک دستور معاملاتي مشروط که شامل دو قسمت است.در صورتي که هريک از دو قسم محقق شود، دستور مربوط به قسمت ديگر بصورت خودکار لغو مي شود
open position
هرمعامله اي که هنوز با پرداخت فيزيکي تسويه نشده باشدويا با يک معامله معکوس ديگر که همان تاريخ اعتبار را دارد، مسدود نشده باشد
otc – over the counter
معاملات در بازارهاي مالي از جهت محل انجام بدو دسته تقسيم مي شوند:داخل بورس و خارج از بورس.معاملات خارج از بورس يا OTC به سبب کمتر بودن شرايط نظارتي داراي خصوصيات منعطف تر و ريسک بيشتر هستند
overnight trading
معاملات شبانه، خريد و فروشي که مابين ۹ شب و ۸ صبح صورت گيرد.
P
pace
جهش قيمت و حرکت آن در نمودار
peak
بالاترين نرخ در نوسان
performance
عملکرد، کارنامه معاملات
pip
عبارتي که در بازار ارز براي انجام کوچکترين حرکت در نرخ هاي معاملاتي بکار مي رود.
political risk
عدم اطمينان از بازگشت سرمايه به دليل احتمال اتخاذ تصميمات سياسي که بازگشت سود سرمايه را با خطر مواجه سازد
premium
دريافت کارمزد اضافه بدليل حجم بالاي سفارش مشتري
price
قيمت
price transparency
شفافيت قيمت، شرايطي که هم فروشنده و هم خريدار از قيمت بازار آگاهي دارند
producer
توليد کننده
property
مال ودارايي
R
rate
نرخ
resistance
سطحي از قيمت که انتظار مي رود در آن نقطه قيمت سقوط کند
retail sale
خرده فروشي
risk capital
مقداري از پول که فرد مي تواند براي سرمايه گذاري از آن استفاده کند و در صورت ضرر تاثير جدي بر زندگي عادي وي نداشته باشد
rollover
زماني که يک پوزيشن بيش از يک روز کاري باز باشد براساس تفاوت نرخ بهره دو ارزي که با هم در حال مبادله هستند هزينه يا درآمدي به مشتري وارد مي شود که به آن هزينه نگه داري شبانه گفته مي شود
rumor
شايعه
S
salary
دستمزد، حقوق
sell
فروختن
sentiment
احساس
settlement
تسويه يا تبديل فيزيکي ارزها به يکديگر
short
فروختن يک ارز يا سهام بدون مالکيت آن ونگاه داشتن وضعيت فروش با انتظار کاهش قيمت و سپس خريد آن
sideways market
بازاري که قيمت ها در محدوده اي باريک در حال نوسان هستند
skeptical
حس شک وترديد در هنگام معامله
slippage
تغيير قيمت از زمان صدور فرمان معامله از سوي مشتري تا زمان اجراي آن توسط بروکر
speculator
سفته باز، معامله گري که براي ارزش ذاتي کالا اقدام به معامله نمي کند و صرفا براي سود جستن از نوسانات قيمت اقدام به خريد و فروش مي نمايد
spot
معامله لحظه اي که قبض و اقباض در لحظه انجام معامله صورت مي گيرد(گاها تا دوروز هم تسويه مي تواند به تاخير بيافتد)
spread
تفاوت بين قيمت خريد وفروش، هر قدر ميزان اسپرد جفت ارزي کمتر باشد نشان از حجم بالاتر معاملات روي جفت ارز مذکور دارد
stock market
بازار سهام و اوراق بهادار
stop loss order
دستور حد ضرر، که معامله گر مي تواند براي جلوگيري از ضرر بيشتر و خروج از بازار به کارگزار اعلام نمايد
strengthen
افزايش قيمت يک ارز در مقابل ارزي ديگر
support
سطحي از قيمت که انتظار افزايش نرخ در آن وجود دارد
supply
عرضه کردن
survey
ارزيابي کردن
swing market
به بازاري گفته که قيمتها مرتبا در حال نوسان باشند
T
target
حد سود، take profit، نرخ مورد نظر براي کسب سود و خروج از بازار
tax
ماليات
technical analysis
تحليل رفتار قيمت با استفاده از اطلاعات موجود در نمودار، روندهاي قيمتي و حجم معاملات
tomorrow to next
معامله يک جفت ارز بدون بستن يا تسويه آن تا روز آتي
tomorrow next roll
tomorrow to next
trade
معامله کردن
turn over
گردش مالي، به حجم معاملات اشاره دارد
two way price
نرخ هاي خريد و فروش براي يک جفت ارز
U
unemployment rate
نرخ بيکاري
us prime rate
نرخي که بانک هاي آمريکا به شرکت هايي که مشتري اصلي آنها هستند عرضه مي کنند
up trend
روند صعودي
us treasury bill
اوراق قرضه کوتاه مدت (کمتر از يکسال) دولت آمريکا که اين اوراق بين ۱ميليون تا ۵ ميليون دلار بفروش مي رسند
us treasury note
اوراق قرضه ميان مدت(بين يک تا ده سال) دولت آمريکا که سود آن را شش ماه يکبار پرداخت مي کند
V
value date
تاريخ تسويه يک معامله سلف يا لحظه اي(اسپات)
variation margin
مارجين اضافي، گاها برخي کارگزاران در شرايط پر نوسان درخواست مارجين بيشتري از مشتري مي نمايند
versus
دربرابر، در مقابل، براي مقايسه يک ارز در برابر ارزي ديگر بکار ميرود
volatility
ميزان نوسان و تغيير قيمت در يک بازه زماني مشخص
volume
مجموع حجم معاملات انجام شده در يک بازه زماني مشخص
W
wage
دستمزد، حقوق
Y
yield
بازده