بسیار خوش آمدید!
از شما دعوت می‌شود که از بخشهای آموزشی و مطالب مفید و نکته‌های ارزشمند بیان شده در سایت انگلیسی مثل آب خوردن دیدن و استفاده فرمایید.

Google
Web On this site

اصطلاحات انگليسي با  آب،باد،خاک،آتش

1- خودم را به آب و آتش زدم تا اين کار را انجام بدم.
I went through fire and water to do it.
2- او و مادر زنش آبشون تو يک جوي نميرود.
He does not hit it off with his mother-in-law.
3- آدم آب زيرکاهي است.
He is as slippery as an ell.
4- هيچ وقت آب خوش از گلوم پايين نرفت.
I never had a carefree moment.
5- دهانم را آب انداخت.
It made my mouth water.
6- هر ماه يه آب باريکه اي دارم.
I get a slender steady income every month.
7- آب رفته به جوي باز نمي گرده.
It’s no use crying over spilt milk.
8- آب از آب تکان نخورد.
Everything remained calm and quit.
9- آب که از سر گذشت چه يک وجب چه صد وجب.
In for a penny, in for a pound.
10- شوهر خوبي از آب در آمد.
He made a good husband.
11- من اين شهر را فوت آبم.
I know this city backwards.
12- داري آب در هاون مي کوبي.
You are carrying water in a sieve.
13- دختر آتش پاره اي است.
She is a ball of fire.
14- اموالش را به آتش کشيد / ثروتش را بر باد داد.
He squandered his wealth.
15- تو آتيش حسادت داره مي سوزه.
Jealousy is eating him up.
16- اون آتشي مزاج است.
He is hot tempered.
17- چرا آتيش بيار معرکه ميشي؟
Why do you drive a wedge between us?
18- سعي نکن به اين آتش دامن بزني.
Don’t try to add fuel to the fire.
19- از خشم آتش گرفت.
He flew off the handle.
20- باد آورده را باد مي برد.
Easy come, easy go.
21- خيلي مغرور است، بايد بادش را خواباند.
He is too arrogant. He need to be taken down a peg or two.
22- خاک بر سرت.
Shame on you.
23- با يک مشت حريف رو به خاک انداخت.
He floored the opponent with a punch.
24- حالا چه خاکي بر سرم کنم؟
What on earth should I do now?