بسیار خوش آمدید!
از شما دعوت می‌شود که از بخشهای آموزشی و مطالب مفید و نکته‌های ارزشمند بیان شده در سایت انگلیسی مثل آب خوردن دیدن و استفاده فرمایید.

Google
Web On this site

چند عبارت و جمله و اصطلاح کاربردی انگلیسی همراه با معنی فارسی

Stop missing around with that car
این قدر به اون ماشین ور نرو

Knock it off you two Don't you see I'm working
شما دو تا بس کنید (از دعوا سر و صدا و ) نمی بینید دارم کار می کنم

He is just using you
اون فقط داره از شما سو ء استفاده میکنه

Don't misuse it
درست ازش استفاده کن (ازش بد استفاده نکن)

This might get you into trouble
این ممکنه باعث دردسرت بشه

Are you getting into trouble at school lately?
تازگی ها تو مدرسه مشکل پیدا کردی (تو دردسر افتادی)؟

There must be a flaw in the electrical system
سیستم الکتریکی ایراد (عیب) داره

Don't touch it if you think it's got an electrical fault
اگر فکر میکنی مشکل الکتریکی داره بهش دست نزن

Stop it, or I'll tell your dad on you
بس کن و گرنه چغلی تو پیش بابات می کنم( به بابات می گم)

Stop being so nosy
این قدر فضولی (دخالت ) نکن

Stop being such a baby
این قدر بچه نشو (بچه بازی در نیار)

That's no excuse
این که دلیل نمیشه

That is called stealing
اون کار دزدیه

Use extreme caution
خیلی با احتیاط رفتار کن

You have to do it slowly and always with caution
باید آروم و با احتیاط کار کنی

Be alert
حواست جمع باشه

Stop being a fool
حماقت نکن

Are you aware of consequences to you
از عواقب کارت خبر داری

Do the best you can, you might not get another chance
سعی خودتو بکن ممکنه فرصت دیگری گیرت نیاد

I come straight to the point
مستقیم میرم سر اصل مطلب

He moistened the stamp with his own saliva
تمبر را با آب دهانش خیس کرد

If there is no water, we will die of thirst
اگر آب نباشد از تشنگی هلاک میشویم

This trip cost us a lot
این سفر برایمان خیلی آب خورد

Where these rumors originate from?/where is the source of these rumors?
این شایعات از کجا آب می خورد؟

Their party ended up being good
مهمانی آنها خوب از آب درآمد

She criticizes everyone for no reason at all
بی خود و بی جهت از همه انتقاد می کند

Upon seeing that Fragrant food, My mouth watered
با دیدن آن خوراک خوشبو دهانم آب افتاد

The only cooking I can do is to boil eggs
تنها پخت و پزی که بلدم آب پز کردن تخم مرغ است

I gave him a strong punch to his head
یک مشت آبدار به سرش کوفتم

my family's honor is at stake
آبروی خوانده ام در خطر است

He did it to save his face
برای حفظ آبرو این کار را کرد

Becareful, the glass might slip out of your hand
مواظب باش ممکنه لیوان از دستت لیز بخوره و بیفته

In the near future
در آینده ای نزدیک

This is the latest men's fashion
این آخرین مد لباس مردانه است

The last but one/The one before last
یکی مانده به آخر

We don't have even one qualified person in this company
در این شرکت حتی یک آدم حسابی نداریم

she shall not live to see her wish fulfilled
این آرزو را به گور خواهد برد

I wish you the best of luck
بهترین موفقیت ها را برایت آرزو میکنم

It is open to the public
ورود برای عموم آزاد است

Can you handle the job/task?
آیا از عهده کار بر می آئید؟

How is everything going with you nowadays?
این روزها اوضاع و احوال چگونه است؟

How is life treating you
وضع زندگیت چطور است؟

You look a little bit down in the mouth
یک کمی پکر به نظر می رسی

ای بد نیستم
You look a little upset

دنبال یک لقمه نان می دویم
So so

امروز روز سختی را سپری کردم
Too much for an effort

I had a long day today
Today I had a hard day

I stayed up late
تا دیر وقت بیدار بودم

How do you make your bread and butter
از چه طریق امرار معاش می کنید؟

What are you busy with?
مشغول چه کاری هستید؟

I hope everything works out well
امیدوارم که همه چیز روبراه باشد

If you flunk out you won't get a second chance  
اگر رد بشی شانس دیگه ای نداری

Don't get on my bad side
عصبانیم نکن

Now , get it straight  You shouldn't get started on that again
خوب گوش بده ( این رو تو مغزت فرو کن ) دیگه نباید او مسئله رو شروع کنی

I feel sorry for you
دلم برایت می سوزد

That's my last offer, take it or leave it
این آخرین پیشنهاد منه ، می خوای بخواه ، می خوای نخواه

I expect you to take this seriously
انتظار دارم این مسئله را خیلی جدی بگیری

We'd better take off now if we don't want to miss our flight
اگر نمی خواهیم از پروازمون عقب بمونیم بهتره که الان حرکت کنیم

You'd better make up your mind
بهتره تصمیمتو بگیری

I let you have it this time, but not anymore
فقط ایندفعه رو بهت اجازه میدهم ، بار دیگه نه

Keep out of this - This is not your business - Don't try to get involved
تو دخالت نكن (اين به تو ارتباطي نداره )

It's just as much my business as yours
همون قدر كه به تو ارتباط داره به من هم داره

If you don't cover that bread, it will soon dry out
اگر روي اون نون را نپوشاني زود خشك مي شود

My patience is running out
صبرم داره تموم مي شه

Don't mess with him
با اون كاري نداشته باش