بسیار خوش آمدید!
از شما دعوت می‌شود که از بخشهای آموزشی و مطالب مفید و نکته‌های ارزشمند بیان شده در سایت انگلیسی مثل آب خوردن دیدن و استفاده فرمایید.

Google
Web On this site

کلمه و لغت عامیانه برای رخ دادن و یا اتفاق افتان ضدحال در انگلیسی داریم:
Bummer
.
مثالز:
My wife left me last night.
زنم دیشب منو ترک کرد
Bummer for you.
ضد حالیه برات
.
We're surrounded by venomous snakes!
ما از مارهای سمی محاصره شدیم
Wow, this is quite the bummer.
واو؛ یک ضد حال کامله
.
Girl: Do you find me attractive?
به نظرت من جذاب اومدم؟
Boy: Bummer
ضد حال
.
It appears that tomorrow is my last day to live.
به نظر میرسه فردا روز آخر زندگیمه
Bummer
ضد حال
.
Bummer! There's a hole in the boat
ضدحال! یه سوراخ تو کشتیه.
.
Bummer! There's a bomb in the bus.
ضدحال! یک بمب توی اتوبوسه
.
Bummer! There's an old person in the car.
ضدحال! یه پیری توی ماشینه.
.
Bummer! There's a dead guy in the airplane
ضدحال، یه آدم مرده توی هواپیماست.
.
Bummer! There's a blind guy driving the van.
ضد حال! یه مرد نابینا داره ون رو میرانه.
.
همچنین در امریکای شمالی از Bummer برای فرد عاطل و باطل و علاف هم استفاده میشه
.
خوش باشید؛ بامر از شما دور باد <3
.