بسیار خوش آمدید!
از شما دعوت می‌شود که از بخشهای آموزشی و مطالب مفید و نکته‌های ارزشمند بیان شده در سایت انگلیسی مثل آب خوردن دیدن و استفاده فرمایید.

Google
Web On this site

 

کاربرد help & sweet در زبان محاوره

 

 

 

يکي از کاربردهاي مهم help براي وقتيه که بگيم ترک کردن کاري يا انجام ندادن کاري خيلي سخته.

 

و کاربردش به اين شکله: sb can't help sth يا "sb can't help doing sth

 

 

 

مثال:

 

A: you must cut down on candy. You're putting on weight

 

B: I know but I can't help it. I have a sweet tooth

 

A: تو بايد کمتر شيريني بخوري. داري چاق ميشيا.

 

B: ميدونم اما "دست خودم نيست". من شيريني خورم.

 

 

 

 

 

نکته:

 

have a sweet tooth يعني به خوردن شيريني جات علاقه ي زيادي داشتن.

 

واژه ي chocoholic يا همون chocaholic هم اسمه و اشاره داره به کسي که خيلي به شکلات علاقه داره

 

پسوند aholic هم به انتهاي اسم ها مي چسبه و از اون ها براي توصيف افرادي بکار مي برن که در انجام دادن اون کار ها خيلي افراطي ان مثلا: workaholc يعني کسي که مدام کار ميکنه.

 

پس "I can't help it" or "I can't help doing" " يعني "دست خودم نيست" يا "نميتونم جلوي خودمو بگيرم"

 

 

 

 

 

مثال: I burst out laughing! I couldn't help myself

 

"داشتم از خنده ميمردم (روده بر شده بودم). نميتونستم جلوي خودمو بگيرم.

 

 

 

* it can't be helped هم يعني "کاريش نميشه کرد – nothing can be done about it" ، "چاره اي نيست"

 

 

 

مثال:

 

Hamed: hey ma nigga, what's gotten into you? Why so blue?

 

Omid: this morning, an officer ticketed me 100 bucks for speeding then pulled my license and towed the car.

 

Hamed: too bad! It can't be helped. Better not to dwell on it any longer. Everything's going to be just fine.

 

Omid: but I don't think so!

 

Hamed: why not! Look, my uncle's an influential person. He has a lot of pull with the cops and he can pull a little string for you! So don't sweat it!

 

 

 

حامد: هي رفيق ، چته؟ چرا انقدر تو همي؟

 

اميد: امروز صب ، يه پليس منو به خاطر سرعت غير مجاز صد دلار جريمه کرد بعدشم گواهينامه مو گرفت و ماشينمم رو تا پارکينگ بوکسور کرد.

 

حامد: چه بد! کاريش نميشه کرد. بهتره که ديگه ذهنتو باهاش مشغول نکني. همه چي مرتب ميشه.

 

اميد: ولي من اينطور فکر نميکنم.

 

حامد: چرا که نه! ببين ، عموي من ادم با نفوذيه. اون کلي نفوذ تو اداره ي پليس داره. مي تونه واست کمي پارتي بازي کنه. پس خيالت تخت!

 

 

 

 

 

نکته ها:

 

1- nigga: توضيحش در حد و اندازه ي اين پست نيس! بمونه واسه پست بعد نه اون يکي پست!

 

 

 

1- what's gotten into you يه سوال خيلي رايج تو محاوره اس و براي وقتيه که کسي ترسيده يا ناراحته يا در کل داره رفتار غير عادي از خودش نشون ميده و معنيش هم ميشه همون "چته؟"

 

 

 

2- why so blue: blue تو محاوره يعني depress ، ناراحت. Why so blue هم يعني چرا انقدر دپي؟

 

 

 

3- pull sb's license: تو محاوره ي امريکايي يعني revoke sb's license يعني گواهينامه کسي رو ضبط و اعمال قانون!! کردن

 

 

 

4- dwell on: اصطلاح dwell on يعني مدام درباره ي اتفاق بدي که در گذشته افتاده ، فکر کردن. البته حرف زدن هم ميشه. يعني هي بگي که چرا فلان شد يا چرا فلان کارو نکردم. يه عبارتي که خيلي با اين اصطلاح شنيده ميشه اينه: dwell on the past يعني غم اتفاق گذشته رو خوردن يا اتفاق بدي (که قبلا افتاده) فکر کسي رو مشغول کردن. don't dwell on the past يعني فکرتو به خاطر اتفاق بدي که افتاده ، مشغول نکن.

 

 

 

5- pull: تو محاوره يعني influence يعني "نفوذ ، تسلط داشتن (بر شخصي)"

 

 

 

6- don't sweat it: يعني "نگران نباش"

 

 

 

no sweat يعني "مشکلي نيست (no problem) ، مهم نيست (it's no big deal)

 

 

 

Don't sweat the small stuff يعني "ذره اي نگراني به خودت راه نده" ، "اصلا نگران نباش".

 

 

 

مثال:

 

A: are you sure you can finish it by tomorrow?

 

B: yeah, sure, no sweat.

 

A: مطمئني که مي توني تا فردا تمومش کني؟

 

B: اره ، حتما ، مشکلي نيست

 

 

 

مثال:

 

don't sweat it, I'll lend you some money

 

" نگران نباش من بهت کمي پول قرض ميدم"

 

 

 

مثال:

 

A: thanks for everything

 

B: hey, no sweat!"

 

A: بابت همه چي ممنون

 

B: نه خواهش مي کنم

 

 

 

 

 

نکته:

 

يکي از کاربرد هاي no problem تو اين جور تعارف هاس. مثلا وقتي ميگيم: "ممنون که کمکم کردي" در جواب ميگيم: no problem يعني "خواهش مي کنم!"

 

 

 

No sweat هم با no problem مترادفه پس مي تونه به همون مفهوم بکار بره. No problem تو حالت هاي رسمي و no sweat هم تو حالت هاي خودموني بکار ميره.

 

 

 

 

 

مثال:

 

A: I'm sure he'll find out finally.

 

B: don't sweat it. No one's going to tell him

 

A: مطمئنم که بلاخره مي فهمه"

 

B: نگران نباش. کسي بهش نميگه"

 

 

 

 

 

7- suit yourself يعني "هر جور که راحتي" ، "راحت باش"

 

 

 

مثال:

 

if you don't wanna come with me, it's ok. Suit yourself

 

" اگه نمي خواي با من بياي ، اشکالي نداره. هر جور که راحتي"