بسیار خوش آمدید!
از شما دعوت می‌شود که از بخشهای آموزشی و مطالب مفید و نکته‌های ارزشمند بیان شده در سایت انگلیسی مثل آب خوردن دیدن و استفاده فرمایید.

Google
Web On this site

 

 

 

 

 

 

 

اصطلاحات پليسي در زبان انگليسي

نگاهي به اصطلاحات عاميانه مربوط به پليس، جرم، زندان و زنداني در زبان انگليسي و معاني آنها:

 

 

Cop/ Fuzz/ Bull/ Copper/ Men in blue/ Pig

پليس (در اصطلاح عاميانه)

Donut Shop

ايستگاه پليس

Freeze

ايست

Bust/ Ice/ Arrest

دستگير کردن

Tail somebody

تعقيب کسي توسط پليس

Raid

حمله پليس به يک مکان

Informant/ Tipster

خبرچين پليس

Finger somebody

لو دادن کسي به پليس

Bug Somebody's phone/ Tap/ Trace

رديابي تلفن

Keep an eye on somebody

کسي را تحت نظر داشتن

Private Eye/ Eye

کارآگاه خصوصي

You are under arrest

شما بازداشت هستيد

Question somebody/ Investigate somebody

بازجويي کردن از کسي

Secret Police

پليس مخفي

Lie Low

مخفي شدن از دست پليس، آفتابي نشدن

Break Cover

خارج شدن از مخفيگاه

Break prison

فرار کردن از زندان

Hand off

دستبند

Siren

آژير پليس

Roger

به گوشم (پاي بيسيم)

Roger that

دريافت شد (پاي بيسيم)

Under Siege

تحت محاصره

Seize/ Surround

محاصره کردن

Black and White

ماشين پليس

Take hostage

گروگان گرفتن

Do time

زنداني کشيدن

You will end up doing time.

آخر و عاقبتت زندانه

Detention Center

بازداشتگاه

Reform school

دارالتأديب

Sleeper

جاسوس يا قاتلي که در زمان لزوم فعال مي شود

Lifeimprisonment

حبس ابد

Capital punishment

مجازات مرگ

Amnesty

عفو

Eye for an eye

قصاص

Blood money

ديه

Hit man

آدمکش حرفه اي

Make the way

بزن کنار

Can

زندان/ زنداني (اصطلاح قديمي)