بسیار خوش آمدید!
از شما دعوت می‌شود که از بخشهای آموزشی و مطالب مفید و نکته‌های ارزشمند بیان شده در سایت انگلیسی مثل آب خوردن دیدن و استفاده فرمایید.

Google
Web On this site

عبارتها و اصطلاحات انگليسي همراه با معني پارسي با Eye

 

a bird's eye view
چشم انداز از بالا – نگاه کلي

a gleam in eye
برق نگاه

all my eye!
همش کشکه!

An eye for an eye
چشم در برابر چشم

a sight for sore eyes
مايه روشني چشم – منظره ي دلپذير

be all eyes
چهار چشمي مراقب بودن

be easy on the eye
جالب بودن – به چشم خوش آمدن

be in the eye of the storm
در مرکز توفان – در قلب مشاجرات

be in the public eye
مشهور بودن – مطرح بودن

be up to the eyes in
تا خرخره در – تا گردن در- غرق در

cast an evil eye on sb
کسي را چشم زدن

cast one's eyes over
ورانداز کردن

Beauty is in the eye of the beholder
علف بايد به دهن بزي شيرين بياد

clap eyes on sb
چشم کسي به کسي افتادن

could with eyes closed
چشم بسته – به راحتي

cry one's eyes out
زار زار گريستن

eagle eye
چشم تيز بين

feast one's eyes on sb/sth
از تماشاي کسي/چيزي لذت بردن

get one's eye in
در کاري تجربه پيدا کردن

give sb the black eye
زير چشم کسي بادمجان کاشتن

give the glad eye
به کسي نخ دادن – با چشم کسي را خوردن

have a roving eye
چشم سفيد بودن – چشم هاي هيزي داشتن

have an eye for
در شناختن چيزي خبره بودن

have an eye for the main chance
به دنبال سود شخصي بودن – فرصت طلب بودن

have eyes in the back of head
از پشت سر چشم داشتن

have one's eyes on stalks
چشمان کسي از تعجب چهار تا شدن

in the blink of an eye
در يک چشم به هم زدن

in the eye of the wind
در خلاف جهت باد

in the twinkling of an eye
در يک چشم به هم زدن