بسیار خوش آمدید!
از شما دعوت می‌شود که از بخشهای آموزشی و مطالب مفید و نکته‌های ارزشمند بیان شده در سایت انگلیسی مثل آب خوردن دیدن و استفاده فرمایید.

Google
Web On this site

مكالمه هاي روزمره آمريکائي

 

۱- اين قدر به اون ماشين ور نرو

1- Stop missing around with that car.

2- شما دو تا بس کنيد (از دعوا سر و صدا و ...) نمي بينيد دارم کار مي کنم.

2- Knock it off you two. Don't you see I'm working.

لغات:

knock off (something): to stop working and go somewhere else بس کردن سراغ کار ديگري رفتن

۳- اون فقط داره از شما سو ء استفاده ميکنه.

3- He is just using you.

لغات:

to use: to make someone do something for you in order to get something you want سو ء استفاده کردن (يکي از معاني آن ) و معناي ديگر آن همان استفاده کردن است که اينجا مراد نيست 

۴- درست ازش استفاده کن (ازش بد استفاده نکن).

4- Don't misuse it.

۵- اين ممکنه باعث دردسرت بشه.

5- This might get you into trouble.

 ۶- تازگي ها تو مدرسه مشکل پيدا کردي (تو دردسر افتادي)؟

6- Are you getting into trouble at school lately?

 ۷- سيستم الکتريکي ايراد (عيب) داره.

7- There must be a flaw in the electrical system.

 ۸- اگر فکر ميکني مشکل الکتريکي داره بهش دست نزن.

8- Don't touch it if you think it's got an electrical fault.

 ۹- بس کن و گرنه چغلي تو پيش بابات مي کنم.( به بابات مي گم)

9- Stop it, or I'ii tell your dad on you.

لغات:

tell on somebody : to tell someone in authority about something wrong that someone you know has done - used especially by children چغلي کردن گزارش کار غلطي را دادن

۱۰- اين قدر فضولي (دخالت ) نکن

10- Stop being so nosy.

11- اين قدر بچه نشو (بچه بازي در نيار)

11- Stop being such a baby.

۱۲- اين که دليل نميشه.

12- That's no excuse.

۱۳- اون کار دزديه.

13- That is called stealing.

۱۴- خيلي با احتياط رفتار کن.

14- Use extreme caution.

۱۵- بايد آروم و با احتياط کار کني.

15- You have to do it slowly and always with caution.

۱۶- حواست جمع باشه.

16- Be alert.

۱۷- حماقت نکن.

17- Stop being a fool.

۱۸- از عواقب کارت خبر داري.

18- Are you aware of consequences to you.

۱۹- سعي خودتو بکن ممکنه فرصت ديگري گيرت نياد.

19- Do the best you can, you might not get another chance.

۲۰- مستقيم ميرم سر اصل مطلب.

20- I come straight to the point.

۲۱- تمبر را با آب دهانش خيس کرد.

21- He moistened the stamp with his own saliva.

۲۲- اگر آب نباشد از تشنگي هلاک ميشويم.

22- If there is no water, we will die of thirst.

۲۳- اين سفر برايمان خيلي آب خورد.

23- This trip cust us a lot.

۲۴- اين شايعات از کجا آب مي خورد؟

24- Where these rumors originate from?

Or : where is the source of these romers?

۲۵ - مهماني آنها خوب از آب درآمد.

25- Their party ended up being good.

۲۶- بي خود و بي جهت از همه انتقاد مي کند.

26- She criticizes everyone for no reson at all.

۲۷ - با ديدن آن خوراک خوشبو دهانم آب افتاد.

27- Upon seeing that Fragnant food, My mouth waterd.

۲۸ - تنها پخت و پزي که بلدم آب پز کردن تخم مرغ است .

28- The only cooking I can do is to boil eggs.

۲۹ - يک مشت آبدار به سرش کوفتم.

29- I gave him a strong punch to his head.

۳۰ - آبروي خوانده ام در خطر است.

30- my family's honor is at stake.

لغات:

at stake: if something that you value very much is at stake, you will lose it if a plan or action is not successful در معرض خطر و نابودي بودن

 ۳۱- براي حفظ آبرو اين کار را کرد.

31- He did it to save his face

۳۲- مواظب باش ممکنه ليوان از دستت ليز بخوره و بيفته.

32- Becareful, the glass might slip out of your hand.

۳۳- در آينده اي نزديک

33- In the near future.

۳۴ اين آخرين مد لباس مردانه است .

34- This is the latest men's fashion.

۳۵- يکي مانده به آخر.

35- The last but one.

or - The one before last.

۳۶ - در اين شرکت حتي يک آدم حسابي نداريم.

36- We don't have even one qualified person in this company.

۳۷- اين آرزو را به گور خواهد برد.

37- she shall not live to see her wish fulfilled.

۳۸ - بهترين موفقيت ها را برايت آرزو ميکنم

38- I wish you the best of luck.

۳۹ - ورود براي عموم آزاد است.

39- It is open to the public.

۴۰ - آيا از عهده کار بر مي آئيد؟

40- Can you handle the job/task?

 41- اين روزها اوضاع و احوال چگونه است؟

41- How is everything going with you nowadays?

۴۲- وضع زندگيت چطور است؟

42- How is life treating you.

۴۳ - يک کمي پکر به نظر مي رسي.

43- You look alittle bit down in the mouth

or- You look a little upset.

لغات:

down in the mouth: informal unhapp پکر ناراحت

۴۴- اي بد نيستم.

44- So so

۴۵ - دنبال يک لقمه نان مي دويم.

45- Too much for an effort.

۴۶- امروز روز سختي را سپري کردم.

46- Today I had a hard day

or - I had a long day today.

۴۷ - تا دير وقت بيدار بودم.

47- I stayed uo late.

۴۸ - از چه طريق امرار معاش مي کنيد؟

48- How do you make your bread and butter.

۴۹ - مشغول چه کاري هستيد؟

49- What are you busy with?

۵۰ - اميدوارم که همه چيز روبراه باشد.

50- I hope everything works out well.