بسیار خوش آمدید!
از شما دعوت می‌شود که از بخشهای آموزشی و مطالب مفید و نکته‌های ارزشمند بیان شده در سایت انگلیسی مثل آب خوردن دیدن و استفاده فرمایید.

Google
Web On this site

فرق بين incident و accident
.
در دیکشنری دیده ميشه که برای accident و incident معنای مشابهی آورده شده!
.
accident: اتفاق، حادثه، سانحه، واقعه ناگوار، مصیبت ناگهانی، تصادف اتومبیل
.
incident: رویداد، ماوقع، لازم، فرعی، تصادم یکانها، ناگهان اتفاق افتادن، واقعه، حادثه، رویداد، ضمنی و….
---------------------------
با وجود نزدیک بودن معادل های فارسی با کمی جستجو متوجه خواهيد شد كه این دو واژه در واقع کاربردهای متفاوتی دارند!
.
accident :
در واقع مربوط به حالتی است که شخصی بدون اطلاع کافی یا از روی بی دقتی عملی را انجام می دهد که منجر به بروز یک رویداد ناخوشایند می شود. این می تواند لمس کردن یک شی تیز، سم، آتش و مواردی از این دست باشد. نکته ی مهم در این خصوص این است که شخص اطلاعی از پیامد های بعدی کاری که انجام می دهد ندارد.
در مورد accident می توان با ریشه یابی حادثه تلاش کرد تا از اتفاق افتادن آن اجتناب شود، ولی بعضی accident ها ماهیتا قابل پیش بینی نیستند و نمی توان از وقوع مجدد آن ها پیش گیری کرد و حوادث مشابهی که در آینده نیز روی دهند همچنان accidental «تصادفی» باقی می مانند.
.
پس accident، یک رویداد ناگهانی، غیر منتظره، غیرعادی، مشخص، خشونت بار، با منبع خارجی است که موجب زیان شود
.
– هر رویدادی که موجب آسیب شخص، بیماری، مرگ یا ضرر مادی شود
مثالز:
There was huge accident, which cost many lives on the bridge.
Mike was injured in an accident at work.
I accidently lost my keys.
Running into Molly was a happy accident.
-----------------------------------
incident:
این حالتی است که یک رویداد منجر به بروز نتایج ناخوشایند می شود ولی بر خلاف accident، عامل به وجود آورنده از پیامد عمل خود مطلع است، در این حالت می توان شخص، شرکت یا نهادی را مسئول دانست.
.
– رویدادی که موجب زیان، یا قادر باشد موجب زیان سیستم تجاری یک سازمان، دارایی ها یا پرسنل آن شود.
.
– یک Incident یک رویداد یا اتفاق است.
.
مثال:
.
اگر دوست شما در اثر بی دقتی دستش به لیوان روی میز بخورد و لیوان بشکند، این یک accident است، ولی شما می توانید او را سرزنش کنید.
.
اگر مسافری در هواپیما، پرخاشگر شود و با بقیه ی مسافران درگیر شود، این یک incident است که آژانس های مسافرتی اروپا سیاست های خاصی در قبال آن اتخاذ می کنند.
.
مثالز:
Two people were shot yesterday in two separate incidents.
Many such incidents go unreported.
Mary was shaken by the incident.
The bombing caused an international incident.
.