بسیار خوش آمدید!
از شما دعوت می‌شود که از بخشهای آموزشی و مطالب مفید و نکته‌های ارزشمند بیان شده در سایت انگلیسی مثل آب خوردن دیدن و استفاده فرمایید.

Google
Web On this site

فرق بين meantime و meanwhile
.
خيلي از بچه ها در كاربرد اين دوتا دچار سردرگمي ميشوند.
.
معني اين دو كلمه اينقدر به هم نزديك اند كه خيلي ها ممكنه به جاي هم ازشون استفاده كنند كه در نهايت مشكلي هم نيست؛ اما چند تا ريزه كاري داره !
چون در ديكشنري داريم:
meanwhile :
ضمنا،در اين ضمن ،درضمن ،در اثناء،در خلال؛ در اين فاصله
adv. in the intervening time, at the same time
.
in an intervening period of time; (a synonym for meantime)
────────
meantime
ضمنا،در اين ضمن ،درضمن ،در اثناء،در خلال، در اين فاصله
adv. in the intervening time, at the same time, meanwhile
n. time in between, intervening time
.
the time between one event, process, or period and another (a synonym for meanwhile) often used with 'in the'
────────
نكته اصلي:
.
معمولا" meantime با يك In the در ابتداش به كار ميره؛ يعني:
in the meantime : كه دقيقا معني اش ميشه:
در اين خلال، در اين فاصله، در اين بازه زماني؛ در اين اثنا
كه در نهايت،كمتر معني ضمنا" رو ميده!
اما meanwhile بيشتر به معني در ضمن، ضمنا"، خواهد بود :)
.
فكر كنم با مثال بهتر متوجه بشويد:
مثالز:
meanwhile, back at the ranch
در ضمن، برگرد به مزرعه
.
meanwhile, our enemies are bearing down upon us    
در ضمن، دشمن داره به سمت مون  مياد    
.
meanwhile, the other prepared some kind of strange syrup    
ضمنا ، اوناي ديگه شيره‌ي تا حدي عجيب را آماده کردند    
.
meanwhile, I don't know whats wrong.
    در ضمن ، من نميدونم مشکل چيه.
.
but meanwhile his right hand is creeping toward his gun
اما در همين خلال داشت دست راستش را ميبرد سمت تفنگش    
.
meanwhile this old dog laying on the floor, tongue out, turning purple    
در همين حين اون سگ پير  افتاده بود روي زمين و زبونش گوشه دهنش بود و رنگش کبود شده بود
.
king announced to abdicate meanwhile    
در اين خلال پادشاه اعلام كرده كه مي خواد كناره گيري كنه    
.
what's happening? questioning has stopped meanwhile
    موضوع چيه؟بازجويي كه قطع شده بود     در اين بازه زماني
.
meanwhile, the scientists are in their locker rooms    
با اين حال دانشمندان در اتاق‌هاي دربسته هستند    
.
meanwhile, we cant pay you any benefits    
در واقع/در ضمن/ با اين حال، ما نميتونيم. پولي بهت بديم    
.
───────
in the meantime the police were notified
در اين خلال پليس متوجه شد
.
in the meantime, nobody gets anything    
و در اين مدت، هيچكس هيچ چيزي نمي فهمه    
.
in the meantime, however, you're gonna keep your mouth shut
    در این فاصله، به هر حال تو دهنت رو سفت می بندی.‏    
.
in the meantime, we can attack Buyeo and confuse them    
در همين زمان ما مي تونيم به بايو حمله کنيم و اونا را غافلگير کنيم    
.
in the meantime, do not touch the phone or set foot out of the house. is that clear?
در اين خلال/ در ضمن، تا اون موقع به تلفن دست نميزني و از خونه خارج نميشي. روشنه    ؟
.
boss, in the meantime rescue the general    
رئيس ، در زمان درگيري(در اون اثنا) ژنرال رو نجات بديد    
.
and what you suppose I do in the meantime    
و حالا تو چه پيشنهادي ميدي     كه من انجام بدم تو اين هاگير واگير؟
.
in the meantime, back off    
اما در حال حاضر بهتره عقب نشيني كني
.
but in the meantime, shut the fuck up and listen    
در اين خلال خفه شو    / دهنت رو گل بگير و گوش بده