بسیار خوش آمدید!
از شما دعوت می‌شود که از بخشهای آموزشی و مطالب مفید و نکته‌های ارزشمند بیان شده در سایت انگلیسی مثل آب خوردن دیدن و استفاده فرمایید.

Google
Web On this site

فعل عبارتی Come over را بیشتر بشناسیم در انگلیسی

.
Come over:
1: تغییر جبهه/ تغییر رویکرد/ تغییر طرف مورد حمایت
2: آمدن و ملاقات کردن
.
مثالها:
Tom was formerly an enemy spy, but last year he came over.
تام قبلا" یک جاسوس دشمن بود اما سال گذشته جبهه اش رو تغییر داد.
.
I thought that Bill was a Republican. When did he come over?
فکر میکردم که بیل یک جمهوریخواه باشه، او کی رویکردش رو تغییر داد؟
.
See if Mori wants to come over.
ببین موری میخواد بیاد برای دیدن (ما) یا نه!
.
I can't come over to visit now. I'm busy.
الان نمیتونم بیام برای ملاقت سرم شلوغه
.
Why don’t you come over for dinner?
چرا برای شام نمیای(پیش من)؟
.
Come over to my place and we’ll discuss it.
به خونه ی من بیا و در موردش بحث میکنیم
-----
نکته:
شکل دیگری(اصطلاحی) از این فعل عبارتی:
come over someone
منقلب شدن/ یکباره تحت تحثیر قرار گرفتن
.
 I just don't know what came over me.
فقط نمیدونم چرا منقلب شدم/ چه بر سرم آمد
.
Something came over her just as she entered the room.
تا وارد اتاق شد یکباره منقلب شد/ حالش عوض شد.
.
A wave of anger came over him.
موجی از عصبانیت منقلب اش کرد
.
I came over all emotional when I saw him.
وقتی دیدمش کلا" به هم ریختم
.