بسیار خوش آمدید!
از شما دعوت می‌شود که از بخشهای آموزشی و مطالب مفید و نکته‌های ارزشمند بیان شده در سایت انگلیسی مثل آب خوردن دیدن و استفاده فرمایید.

Google
Web On this site

فرق In time و On time در انگلیسی چیست؟
.
On time:
دقیقا" به موقع و سر وقت، منظم
مثال:
I hardly ever get to work on time.
کم پیش میاد که من به موقع سر کار برسم.
.
My flight's on time, so I'll meet you at the airport at 3:30.
پروازم سر/به موقع ست، ساعت3:30 در فرودگاه می‌بینمت
.
If you don't bring it on time, you'll receive a 20-point deduction.
اگر به موقع نیاوریدش، 20 امتیاز از شما کم خواهد شد.
.
In time:
زودتر از موعد مقرر، به اندازه ی کافی زودتر
مثال:
Guys, Please be here in time.
بچه ها، لطفا" قبل از موعد اینجا باشید.
.
I came back in time for Mori's party.
برای میهمانی موری قبل از موقع برگشتم
.
I want to be home in time for tea.
می‌خواهم قبل از موعد خوردن چای خانه باشم
.
دقت داشته باشید که In time بودن در قرار ها، نشان شخصیت شماست
.