بسیار خوش آمدید!
از شما دعوت می‌شود که از بخشهای آموزشی و مطالب مفید و نکته‌های ارزشمند بیان شده در سایت انگلیسی مثل آب خوردن دیدن و استفاده فرمایید.

Google
Web On this site

حروف همنشین (Collocation) با Crime در انگلیسی و آزمون های بین المللی مثل آیلتس و تافل

این پست رو برای کل زندگی تون به یاد داشته باشید

مخصوصا" اگر روزی در یک آزمون بین الملی نشستید، احتمالا" ما رو دعا خواهید کرد

Crime:

تبهکارى ،جنايت ،گناه ،جرم ،تقصير،تبه کارى ،بزه


commit crime (v)

To do something wrong or illegal

مرتکب جرم شدن

Someone who commits crime is a criminal.

فردی که مرتکب جرم میشه بهش میگن کِرِمنال


combat/fight crime (v)

To deal/fight with crime

مبارزه با جرم

New crime prevention technology has been applied to fight crime.

فناوری جدید جلوگیری از جرم به منظور مبارزه با جرم بکار گرفته شده است.


turn to crime (v)

To start committing crimes.

رو آوردن به جرم و جنایت و خلاف

Many people turn to crime because of poverty, but that can't be an excuse.

بسیاری از مردم به دلیل فقر به جرم و جنایت روی میآورند، اما این نمیتواند عذر و بهانه ایی باشد


crime rate (n)

The amount of crime that happens somewhere

نرخ جرم و جنایت در حال رخداد در جایی

The crime rate has increased every year.

نرخ جرم و جنایت هر سال افزایش می یابد


crime figures/statistics (n)

Statistics or number of crimes that are committed

آمار جرم و جنایت رخ داده

The crime statistics show that we need to boost crime prevention.

آمار جرم و جنایت نشان میدهد که لازم است بازدارنده های جرم را بهبود بخشیم


crime prevention (n)

The action to prevent crime from happening

بازدارنده جرم و جنایت

There are many comment given to boost crime prevention in the seminar.

در این سمینار بسیاری از نظرات به منظور بهبود بازدارندگی جرم و جنایت وجود دارند.


violent crime (n)

Crime that when committed will result in severe punishment.

جرم و جنایت خشونت آمیز

Violent crime appears to increase every year.

به نظر میرسد هرساله جرم و جنایت های خشونت آمیز افزایش می یابند


serious crime (n)

Crime that when committed will result in severe punishment.

جرم و جنایات جدی

Serious crime is more likely to happen in this area.

در این محدوده جنایات جدی بیشتر احتمال رخداد دارند


petty crime (n)

Crime that is not very serious

جرایم کوچک

Many teenagers became involved in petty crime.

بسیاری از نوجوانان درگیر جرایم کوچک شدند


car crime (British English) (n)

Crime that involves car such as car stolen

جرایم مربوط به خودرو

The police are having a crackdown on car crime.

پلیس دارد با جرایم خودرویی برخورد میکند


street crime (n)

A crime that is committed on the street

جرم و جنایت های خیابانی

Street crime is normally found in the night time.

جرایم خیابانی معمولا" در شبها یافت میشوند


victim of crime (n)

A person who is harmed, injured, or killed as a result of a crime

قربانی یا صدمه دیده از جرم و جنایت

Woman falls easily into a victim or crime.

زنان به سادگی قربانی جرایم میشوند


juvenile/youth crime (n)

Crime that is committed by children and teenagers

جرائم و جنایات رخداده توسط بچه ها و نوجوانان

Juvenile crime is a crime that is committed by children or teenagers.

جرائم نوجوانان جرایمی ند که توسط بچه ها و نوجوانان  انجام میشوند


the scene of the crime (n)

The place where the crime happened

صحنه ی جرم

Police are locating the scene of the crime

پلیس دارد در صحنه ی جرم مستقر می‌شود