بسیار خوش آمدید!
از شما دعوت می‌شود که از بخشهای آموزشی و مطالب مفید و نکته‌های ارزشمند بیان شده در سایت انگلیسی مثل آب خوردن دیدن و استفاده فرمایید.

Google
Web On this site

تفاوت و موارد کابرد make و do در زبان انگلیسی
.
فعل make به معنای تولید کردن و خلق کردن به کار می رود،
در حالیکه فعل do به معنای اجرا کردن و عمل کردن به کار می رود.
یعنی با توجه به معنی جمله باید تشخیص داد که از make یا do  استفاده بشه.
اگه معنی جمله با فعل تولید و خلق کردن کامل بشه از make
و اگه با فعل اجرا و عمل کردن کامل بشه از do استفاده می شه.
.
در ادامه مثالهای بیشتری تقدیم می‌کنیم که خوب جا بیفته

Make:
Make a mistake (اشتباه کردن)
Make a difference (تفاوت ایجاد کردن)
Make a comparison (مقایسه کردن)
Make a discovery (کشف کردن)
Make use of (استفاده کردن از)
Make a profit (سود کردن)
Make a suggestion (پیشنهاد دادن)
Make a plan (نقشه کشیدن)
Make an investment (سرمایه گذاری کردن)
Make an offer (پیشنهاد کردن)
Make a choice (انتخاب کردن)
Make an attempt (تلاش کردن)
Make a decision (تصمیم گرفتن)
Make a prediction (پیش بینی کردن)
Make amends (اصلاح کردن)
Make arrangements (تدارک و آماده سازی کردن)
Make believe (تظاهر کردن)
Make a comment (نظر دادن)
Make a decision (تصمیم گرفتن)
Make a difference (تفاوت ایجاد کردن)
Make an effort (تلاش کردن)
Make an enquiry (درخواست دادن)
Make an excuse (بهانه آوردن)
Make a fool of yourself (از خود یک احمق ساختن)
Make a fortune (وضع خوب مالی به هم زدن)
Make friends (دوست یافتن)
Make a fuss (ناراحت شدن و غر زدن)
Make a journey (سفر کردن)
Make love (عشقبازی کردن)
Make a mess (خرابکاری کردن و گند زدن)
Make a mistake (اشتباه کردن)
Make money (پول درآوردن)
Make a move (حرکت زدن)
Make a noise (سر و صدا کردن)
Make a payment (پرداخت مالی کردن)
Make a phone call (تلفن زدن)
Make a plan (برنامه چیدن)
Make a point (نظر دادن)
Make a profit (سود مالی کردن)
Make a promise (قول دادن)
Make a remark (نظر و ایده دادن)
Make a sound (صدا تولید کردن)
Make a speech (سخنرانی کردن)
Make a suggestion (پیشنهاددادن)
Make time (وقت گذاشتن برای کاری)
Make a visit (ملاقات کردن)
.
Do:
Do one's duty (انجام وظیفه کسی را کردن)
Do homework (تکلیف انجام دادن)
Do justice to (ادعای حق کسی را کردن)   
Do business (تجارت کردن)
Do wrong (اشتباه کردن)                        
Do work (کار کردن)
Do a kindness (مهربانی کردن)                  
Do harm (آسیب زدن)
Do research (تحقیق کردن)                      
Do an assignment (انجام وظیفه ای کردن)
Do one's best (بهترین کار کسی را کردن)       
Do a service (خدمتی کردن)
Do damage (صدمه رساندن)                        
Do wonders (به تعجب انداختن)
Do badly (بد جوری انجام دادن)
Do business (بیزنس کردن)
Do the dishes (ظرفها را شستن)
Do a favor (لطف کردن)
Do good (نیکی کردن)
Do harm (صدمه زدن)
Do time - (زندان رفتن و گذران در زندان)
Do well (خوب انجام دادن)
Do your best (بهترین سعی ت را بکن)
Do your hair (موهایت را کوتاه کن)
Do your nails (ناخنهایت را بگیر)

.
مثال با Make:
Marie Curie made a great contribution to science through her discovery of radium.
ماری کوری بواسطه کشف رادیوم کمک بزرگی به علم کرد.
.
مثال با Do:
A distinction has been done between the dangers of blue and white asbestos.
تفاوتی بین پنبه نسوز آبی و سفید اعمال شده است.
.
امیدواریم مفید و کاربردی بیاموزید و استفاده کنید :)
.
رفقا و عزیزان همراه
بمب نکته ها و مطالب کاربردی اینچنین در
جزوه نکته ها و مطالب انگلیسی که
همه و همه ی نکات از سال 2012 را در یک جزوه الکترونیکی قابل پرینت
و قابل استفاده در موبایل و تبلت و کامپیوتر چمع آوری کرده ایم
معادل سالها کلاس زبان رفتن و مطالعه
توضیحات بیشتر و دانلود نمونه رایگان و تهيه:
http://goo.gl/9OBvhC
.
از فروشگاه اینترنتی انگلیسی مثل آب خوردن
هم میتونید تهیه اش کنید:
http://shop.abcxyz.ir