بسیار خوش آمدید!
از شما دعوت می‌شود که از بخشهای آموزشی و مطالب مفید و نکته‌های ارزشمند بیان شده در سایت انگلیسی مثل آب خوردن دیدن و استفاده فرمایید.

Google
Web On this site

زورگو، تحمیل کننده عقاید و نظرات، ناشکیبا و ...

Pushy
ˈpʊʃi
تلفظ و به یاد سپاری: همینی که من گفتم رو می پوشی!!!
.
مثالها:
You don't have to be so pushy I'll do it later.
نباید اینقدر زورگو باشی، بعدا" انجامش میدهم
.
Sorry for being such a pushy Matt.
مت، به خاطر اینچنین زورگو بودنم متاسفم
.
I will try my best not to be so pushy.
بیشترین سعی ام رو خواهم کرد که زورگو/ ناشکیبا نباشم
.
My ex wife, She was a pushy woman and I was a henpecked
همسر قبلی ام، او زنی زورگو بود  و من زن ذلیل بودم.