بسیار خوش آمدید!
از شما دعوت می‌شود که از بخشهای آموزشی و مطالب مفید و نکته‌های ارزشمند بیان شده در سایت انگلیسی مثل آب خوردن دیدن و استفاده فرمایید.

Google
Web On this site

لغت ها و کلمه های کاربردی در انگلیسی مربوط به سياست

politics
سياست
.
the ballot
رای
.
the parliament
مجلس
.
the congress
کنگره
.
the party (political party)
حزب (حزب سیاسی)
.
the congressman
سخنگو
.
the president
رئیس جمهور
.
the democrat
دموکرات
.
the prime minister
نخست وزیر
.
the election
انتخابات
.
the republican
از حزب جمهوری خواه
.
the governor
فرماندار
.
the senate
مجلس سنا
.
the house of representatives
مجلس نمایندگان
.
the senator
سناتور
.
the king
پادشاه
.
the vote
آرا
.
the mayor
شهردار
.
10 Article resolution
قطعنامه 10 ماده ای
.
abductor
آدم ربا
.
abortive attempt
تلاش نافرجام
.
abortive coup
کودتای نافرجام
.
abrogation
لغو
.
abstain
امتناع کردن
.
Abuse
سوء استفاده کردن
.
accommodate
سازش کردن
.
Address
خطاب کردن
.
Air Field
فرودگاه نظامی