A1 • LESSON 04
۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره خانواده و اطرافیان با ترجمه فارسی
Family & People Around You
1This is my family.
این خانواده منه.
2I have a small family.
من خانواده کوچیکی دارم.
3I have a big family.
من خانواده بزرگی دارم.
4This is my mother.
این مادر منه.
5This is my father.
این پدر منه.
6I have two brothers.
من دو تا برادر دارم.
7My sister is younger than me.
خواهرم از من کوچیکتره.
8My brother is older than me.
برادرم از من بزرگتره.
9My parents live nearby.
پدر و مادرم همین نزدیکی زندگی میکنن.
10My grandparents live in another city.
پدربزرگ و مادربزرگم توی یه شهر دیگه زندگی میکنن.
11Do you have any brothers or sisters?
خواهر یا برادر داری؟
12Yes, I have two sisters.
بله، من دو تا خواهر دارم.
13No, I’m an only child.
نه، من تکفرزندم.
14Do you have children?
بچه داری؟
15Yes, I have a daughter.
بله، من یه دختر دارم.
16How old is she?
چند سالشه؟
17She’s ten years old.
اون ده سالشه.
18My son goes to school.
پسرم مدرسه میره.
19My daughter likes music.
دخترم موسیقی دوست داره.
20The kids are at home.
بچهها خونهان.
21My husband is at work.
شوهرم سر کاره.
22My wife works from home.
همسرم از خونه کار میکنه.
23My cousin Sara lives in Toronto.
دخترخالهام سارا توی تورنتو زندگی میکنه.
24I’m visiting my aunt today.
من امروز میرم خالهام رو ببینم.
25My uncle has a new car.
داییام یه ماشین جدید داره.
26Who is that man?
اون مرد کیه؟
27He’s my neighbor.
اون همسایه منه.
28Who is that woman?
اون زن کیه؟
29She’s my teacher.
اون معلم منه.
30Is Alex your friend?
الکس دوستته؟
31Yes, we’re good friends.
بله، ما دوستهای خوبی هستیم.
32How do you know him?
از کجا میشناسیش؟
33We went to school together.
ما با هم مدرسه میرفتیم.
34My friend lives across the street.
دوستم اون طرف خیابون زندگی میکنه.
35Our neighbors are very friendly.
همسایههامون خیلی مهربونن.
36I see my parents every week.
من هر هفته پدر و مادرم رو میبینم.
37We eat dinner together on Sundays.
ما یکشنبهها با هم شام میخوریم.
38My family is coming over tonight.
خانوادهام امشب میان خونهمون.
39I’m calling my mom now.
من الان دارم به مامانم زنگ میزنم.
40My dad is making dinner.
بابام داره شام درست میکنه.
41The baby is sleeping.
بچه خوابه.
42The kids are playing outside.
بچهها دارن بیرون بازی میکنن.
43My sister needs some help.
خواهرم یه کم کمک لازم داره.
44I’m picking up my son after school.
من بعد از مدرسه میرم دنبال پسرم.
45My daughter is doing her homework.
دخترم داره تکالیفش رو انجام میده.
46We’re having a family dinner tonight.
ما امشب شام خانوادگی داریم.
47My parents are coming tomorrow.
پدر و مادرم فردا میان.
48I miss my family.
من دلم برای خانوادهام تنگ شده.
49We talk on the phone every day.
ما هر روز تلفنی با هم حرف میزنیم.
50Family is important to me.
خانواده برای من مهمه.
