انگلیسی مثل آب خوردن
A2 • LESSON 33

۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره احساسات و واکنش‌ها با ترجمه فارسی

Feelings & Reactions

1I misunderstood you.
من بد متوجه حرفت شدم.
2I don’t want to argue.
من نمی‌خوام دعوا کنم.
3Let’s start over.
بیا از اول شروع کنیم.
4I need some time to think.
من یه کم وقت برای فکر کردن لازم دارم.
5Can you keep it simple now?
تو می‌تونی الان ساده نگهش کنی؟
6Yes, I can keep it simple now.
آره، من می‌تونم الان ساده نگهش کنم.
7Do you want to pack a snack?
تو می‌خوای میان‌وعده آماده کنی؟
8Yes, I’d like to pack a snack.
آره، من دوست دارم میان‌وعده آماده کنم.
9Have you planned a family day yet?
تو برای یه روز خانوادگی برنامه‌ریزی کردی؟
10Not yet. I’ll plan a family day soon.
هنوز نه. من به‌زودی برای یه روز خانوادگی برنامه‌ریزی می‌کنم.
11Did you put away the toys yesterday?
تو دیروز اسباب‌بازی‌ها رو جمع کردی؟
12Yes, I put away the toys yesterday.
آره، من دیروز اسباب‌بازی‌ها رو جمع کردم.
13Did you send a message yesterday?
تو دیروز یه پیام فرستادی؟
14Yes, I sent a message yesterday.
آره، من دیروز یه پیام فرستادم.
15I plan to help my friend this week.
من این هفته قصد دارم به دوستم کمک کنم.
16My partner wants to wait until Friday.
همراهم می‌خواد تا جمعه صبر کنه.
17My friend wants to check in later.
دوستم می‌خواد بعداً دوباره سراغش بره.
18After lunch, we will meet a friend.
ما بعد از ناهار یه دوست رو می‌بینیم.
19If there’s time, my friend can buy the tickets.
اگه وقت باشه، دوستم می‌تونه بلیت‌ها رو بخره.
20My partner forgot to read a bedtime story.
همراهم یادش رفت قصه قبل از خواب بخونه.
21My partner usually buys a birthday gift.
همراهم معمولاً یه هدیه تولد می‌خره.
22We decided to bring some snacks.
ما تصمیم گرفتیم یه کم خوراکی بیاریم.
23I finally called my parents.
من بالاخره به پدر و مادرم زنگ زدم.
24I am packing a snack right now.
من الان دارم میان‌وعده آماده می‌کنم.
25My partner doesn’t ask for clarification very often.
همراهم زیاد توضیح بیشتر نمی‌خواد.
26My partner wants to think it over.
همراهم می‌خواد درباره‌اش فکر کنه.
27Yesterday, I checked my calendar.
من دیروز تقویمم رو چک کردم.
28My partner still has to answer the phone.
همراهم هنوز باید گوشی رو جواب بده.
29My friend can give an example if needed.
دوستم اگه لازم باشه می‌تونه یه مثال بده.
30My friend is trying to put away the toys.
دوستم داره سعی می‌کنه اسباب‌بازی‌ها رو جمع کنه.
31My partner plans to find a compromise this week.
همراهم این هفته قصد داره یه راه میانه پیدا کنه.
32I am ready to explain my point.
من آماده‌ام منظورم رو توضیح کنم.
33My friend is planning a family day right now.
دوستم الان داره برای یه روز خانوادگی برنامه‌ریزی می‌کنه.
34After lunch, my partner will share the news.
همراهم بعد از ناهار خبر رو با بقیه در میون می‌ذاره.
35If there’s time, my friend can set a boundary.
اگه وقت باشه، دوستم می‌تونه یه حد و مرز مشخص کنه.
36We forgot to change the time.
ما یادمون رفت ساعت رو عوض کنیم.
37My friend usually clears up the misunderstanding.
دوستم معمولاً سوءتفاهم رو برطرف می‌کنه.
38I decided to take a family photo.
من تصمیم گرفتم یه عکس خانوادگی بگیرم.
39My partner wants to meet after work.
همراهم می‌خواد بعد از کار همدیگه رو ببینه.
40We need to send a message.
ما باید یه پیام بفرستیم.
41We are sending the address right now.
ما الان داریم آدرس رو می‌فرستیم.
42We don’t help with homework very often.
ما زیاد برای تکالیف کمک نمی‌کنیم.
43It looks like I was upset.
به نظر میاد من ناراحت بودم.
44I should be over coffee.
من باید سر قهوه باشم.
45I’ll probably be in private.
من احتمالاً توی خصوصی هستم.
46I’ll be later.
من توی بعداً هستم.
47It looks like I don’t want to argue.
به نظر میاد من نمی‌خوام دعوا کنم.
48Can we talk in person?
ما می‌تونیم حضوری حرف بزنیم؟
49I didn’t realize that I misunderstood you.
من نمی‌دونستم که بد متوجه حرفت شدم.
50That’s because I need time to think.
دلیلش اینه که من وقت لازم دارم فکر کنم.