انگلیسی مثل آب خوردن
B1 • LESSON 01

۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره تعریف واضح یک داستان با ترجمه فارسی

Telling a Story Clearly

1I’m still thinking it over.
من هنوز دارم درباره‌اش فکر می‌کنم.
2It turned out fine.
آخرش خوب شد.
3That’s probably the best option.
احتمالاً این بهترین گزینه‌ست.
4I’m still thinking about it.
من هنوز دارم بهش فکر می‌کنم.
5Did you manage to explain what happened?
تو تونستی اتفاقی که افتاد رو توضیح کنی؟
6Yes, I managed to explain what happened.
آره، من بالاخره تونستم اتفاقی که افتاد رو توضیح کنم.
7Have you had time to join the meeting yet?
تو تا حالا وقت کردی وارد جلسه بشی؟
8Not yet. I haven’t had time to join the meeting.
هنوز نه. من وقت نکردم وارد جلسه بشم.
9Are you still planning to ask for some space?
تو هنوز قصد داری یه کم فاصله بخوای؟
10Yes, I’m still planning to ask for some space.
آره، من هنوز قصد دارم یه کم فاصله بخوام.
11Do you still need to make up?
تو هنوز باید آشتی کنی؟
12Yes, I still need to make up.
آره، من هنوز باید آشتی کنم.
13Did you manage to listen carefully?
تو تونستی با دقت گوش کنی؟
14Yes, I managed to listen carefully.
آره، من بالاخره تونستم با دقت گوش کنم.
15I should probably call my friend.
من احتمالاً بهتره به دوستم زنگ بزنم.
16My friend is planning to help a coworker.
دوستم قصد داره به یه همکار کمک کنه.
17We are still trying to make plans together.
ما هنوز داریم سعی می‌کنیم با هم برنامه‌ریزی کنیم.
18My sister hasn’t apologized yet.
خواهرم هنوز عذرخواهی نکرد.
19We still have time to bring it up later.
ما هنوز وقت داریم که بعداً مطرحش کنیم.
20My sister ended up taking a break.
خواهرم آخرش یه استراحت کرد.
21We have been meaning to spend some time together.
ما یه مدته قصد داریم با هم وقت بگذرونیم.
22My sister managed to disagree politely.
خواهرم بالاخره تونست مودبانه مخالفت کنه.
23I had to keep my promise yesterday.
من دیروز مجبور شدم قولم رو نگه دارم.
24If there’s time, I will visit my family.
اگه وقت باشه، من به خانواده‌ام سر می‌زنم.
25We may need to give an honest answer again.
ما شاید لازم باشه دوباره یه جواب صادقانه بدیم.
26My friend decided to ask for clarification.
دوستم تصمیم گرفت توضیح بیشتر بخواد.
27We might listen carefully later.
ما شاید بعداً با دقت گوش کنیم.
28My brother still has time to review the document.
برادرم هنوز وقت داره که سند رو بررسی کنه.
29My brother almost forgot to find a compromise.
برادرم نزدیک بود یادش بره یه راه میانه پیدا کنه.
30My sister didn’t get a chance to give an example.
خواهرم فرصت نکرد یه مثال بده.
31My sister has already changed the plan.
خواهرم قبلاً برنامه رو عوض کرد.
32I should probably explain my point.
من احتمالاً بهتره منظورم رو توضیح کنم.
33My brother is planning to stay calm.
برادرم قصد داره آروم بمونه.
34My friend is still trying to wait a minute.
دوستم هنوز داره سعی می‌کنه یه دقیقه صبر کنه.
35My friend hasn’t changed the subject yet.
دوستم هنوز موضوع رو عوض نکرد.
36My sister is planning to leave early.
خواهرم قصد داره زود راه بیفته.
37I ended up asking my manager.
من آخرش از مدیرم سؤال پرسیدم.
38My brother has been meaning to send a message.
برادرم یه مدته قصد داره یه پیام بفرسته.
39We managed to keep it simple.
ما بالاخره تونستیم ساده نگهش کنیم.
40I had to share my opinion yesterday.
من دیروز مجبور شدم نظرم رو در میون بذارم.
41If there’s time, we will fix the problem.
اگه وقت باشه، ما مشکل رو حل می‌کنیم.
42We may need to agree with you again.
ما شاید لازم باشه دوباره با تو موافقت کنیم.
43You can find me with friends.
تو می‌تونی من رو توی با دوست‌ها پیدا کنی.
44It turns out that I’m not fully convinced.
معلوم شد که کاملاً قانع نشدم.
45That explains why I may have misunderstood.
این توضیح می‌ده چرا شاید من بد متوجه شدم.
46The main reason is that we’re talking about different things.
دلیل اصلی اینه که داریم درباره دو چیز متفاوت حرف می‌زنیم.
47We may need another plan because I need more context.
شاید ما یه برنامه دیگه لازم داشته باشیم چون من توضیح بیشتری لازم دارم.
48I’ll be in a meeting.
من توی جلسه هستم.
49That explains why the wording is unclear.
این توضیح می‌ده چرا نحوه بیان واضح نیست.
50We managed to help a coworker.
ما بالاخره تونستیم به یه همکار کمک کنیم.