B1 • LESSON 23
۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره تناسب اندام و عادتهای سالم با ترجمه فارسی
Fitness & Healthy Habits
1I’m done for today.
برای امروز تموم کردم.
2Let’s go for a walk.
بیا بریم پیادهروی.
3That was a good workout.
تمرین خوبی بود.
4I need a break.
من یه استراحت لازم دارم.
5Are you still planning to go for a walk?
تو هنوز قصد داری برای پیادهروی بری؟
6Yes, I’m still planning to go for a walk.
آره، من هنوز قصد دارم برای پیادهروی برم.
7Do you still need to add some salt?
تو هنوز باید یه کم نمک اضافه کنی؟
8Yes, I still need to add some salt.
آره، من هنوز باید یه کم نمک اضافه کنم.
9Did you manage to do some exercise?
تو تونستی یه کم ورزش کنی؟
10Yes, I managed to do some exercise.
آره، من بالاخره تونستم یه کم ورزش کنم.
11Did you manage to pick a day?
تو تونستی یه روز انتخاب کنی؟
12Yes, I managed to pick a day.
آره، من بالاخره تونستم یه روز انتخاب کنم.
13Have you had time to take a break yet?
تو تا حالا وقت کردی یه استراحت کنی؟
14Not yet. I haven’t had time to take a break.
هنوز نه. من وقت نکردم یه استراحت کنم.
15We are planning to invite a friend.
ما قصد داریم یه دوست رو دعوت کنیم.
16My sister ended up walking after dinner.
خواهرم آخرش بعد از شام پیادهروی کرد.
17My friend hasn’t added some salt yet.
دوستم هنوز یه کم نمک اضافه نکرد.
18My friend almost forgot to wake up early.
دوستم نزدیک بود یادش بره زود بیدار بشه.
19My friend ended up drinking more water.
دوستم آخرش آب بیشتری خورد.
20My sister has been meaning to drink water.
خواهرم یه مدته قصد داره آب بخوره.
21My friend managed to cancel the appointment.
دوستم بالاخره تونست قرار رو لغو کنه.
22My friend had to take a day off yesterday.
دوستم دیروز مجبور شد یه روز مرخصی بگیره.
23If there’s time, we will go for a walk.
اگه وقت باشه، ما برای پیادهروی میریم.
24We may need to get some rest again.
ما شاید لازم باشه دوباره یه کم استراحت کنیم.
25My friend decided to save the leftovers.
دوستم تصمیم گرفت باقیمونده غذا رو نگه داره.
26My sister might run outside later.
خواهرم شاید بعداً بیرون بدوه.
27My friend still has time to buy fresh bread.
دوستم هنوز وقت داره که نان تازه بخره.
28My sister almost forgot to leave the house.
خواهرم نزدیک بود یادش بره از خونه راه بیفته.
29I didn’t get a chance to drink some water.
من فرصت نکردم یه کم آب بخورم.
30We have already ordered lunch.
ما قبلاً ناهار سفارش کردیم.
31We should probably buy the tickets.
ما احتمالاً بهتره بلیتها رو بخریم.
32My friend is planning to share a dessert.
دوستم قصد داره دسر رو با هم تقسیم کنه.
33I am still trying to brush my teeth.
من هنوز دارم سعی میکنم دندونهام رو مسواک بزنم.
34My brother hasn’t lifted weights yet.
برادرم هنوز وزنه نزد.
35My friend is supposed to come home today.
دوستم قراره امروز خونه بیاد.
36My brother ended up washing the fruit.
برادرم آخرش میوهها رو شست.
37I have been meaning to heat the food.
من یه مدته قصد دارم غذا رو گرم کنم.
38We managed to cook dinner.
ما بالاخره تونستیم شام درست کنیم.
39We had to go to work yesterday.
ما دیروز مجبور شدیم سر کار بریم.
40If there’s time, I will track my steps.
اگه وقت باشه، من قدمهام رو ثبت میکنم.
41We may need to eat breakfast again.
ما شاید لازم باشه دوباره صبحانه بخوریم.
42My brother decided to cancel the plan.
برادرم تصمیم گرفت برنامه رو لغو کنه.
43That explains why I need more sleep.
این توضیح میده چرا من خواب بیشتری لازم دارم.
44I’ll probably be on the treadmill.
من احتمالاً روی تردمیل هستم.
45We may need another plan because I skipped yesterday.
شاید ما یه برنامه دیگه لازم داشته باشیم چون من دیروز تمرین نکردم.
46The main reason is that I’m tired today.
دلیل اصلی اینه که من امروز خستهام.
47The main reason is that I want to build a routine.
دلیل اصلی اینه که میخوام یه برنامه ثابت بسازم.
48You can find me outside.
تو میتونی من رو بیرون پیدا کنی.
49It turns out that my legs are sore.
معلوم شد که پاهام درد میکنه.
50I’ll probably be at the gym.
من احتمالاً توی باشگاه هستم.
