انگلیسی مثل آب خوردن
B1 • LESSON 30

۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره دوستی‌ها با ترجمه فارسی

Friendships

1We can always change it later.
ما همیشه می‌تونیم بعداً عوضش کنیم.
2Let’s not rush it.
بیا عجله نکنیم.
3Have you watched a movie yet?
تو یه فیلم تماشا کردی؟
4Not yet, but I’m planning to watch a movie.
هنوز نه، ولی من قصد دارم یه فیلم تماشا کنم.
5Did you manage to visit a museum?
تو تونستی به موزه سر بزنی؟
6Yes, I managed to visit a museum.
آره، من بالاخره تونستم به موزه سر بزنم.
7Have you had time to spend some time together yet?
تو تا حالا وقت کردی با هم وقت بگذرونی؟
8Not yet. I haven’t had time to spend some time together.
هنوز نه. من وقت نکردم با هم وقت بگذرونم.
9Are you still planning to clear up the misunderstanding?
تو هنوز قصد داری سوءتفاهم رو برطرف کنی؟
10Yes, I’m still planning to clear up the misunderstanding.
آره، من هنوز قصد دارم سوءتفاهم رو برطرف کنم.
11Do you still need to watch a series?
تو هنوز باید یه سریال تماشا کنی؟
12Yes, I still need to watch a series.
آره، من هنوز باید یه سریال تماشا کنم.
13My friend should probably give an honest answer.
دوستم احتمالاً بهتره یه جواب صادقانه بده.
14My brother is planning to try a new hobby.
برادرم قصد داره یه سرگرمی جدید امتحان کنه.
15My brother is still trying to ask a question.
برادرم هنوز داره سعی می‌کنه یه سؤال بپرسه.
16I haven’t waited for my friend yet.
من هنوز منتظر دوستم نموندم.
17We are supposed to confirm the plan today.
ما قراره امروز برنامه رو تأیید کنیم.
18We ended up watching a series.
ما آخرش یه سریال تماشا کردیم.
19My sister has been meaning to sum it up.
خواهرم یه مدته قصد داره خلاصه‌اش کنه.
20I managed to change the time.
من بالاخره تونستم ساعت رو عوض کنم.
21My sister had to listen carefully yesterday.
خواهرم دیروز مجبور شد با دقت گوش کنه.
22If there’s time, my brother will make up.
اگه وقت باشه، برادرم آشتی می‌کنه.
23My sister may need to stay in touch again.
خواهرم شاید لازم باشه دوباره در تماس بمونه.
24My brother may need to wait until Friday again.
برادرم شاید لازم باشه دوباره تا جمعه صبر کنه.
25We still have time to clarify the question.
ما هنوز وقت داریم که سؤال رو روشن کنیم.
26I almost forgot to explain my point.
من نزدیک بود یادم بره منظورم رو توضیح کنم.
27We didn’t get a chance to watch a movie.
ما فرصت نکردیم یه فیلم تماشا کنیم.
28My brother has already asked for some space.
برادرم قبلاً یه کم فضا خواست.
29We should probably clear up the misunderstanding.
ما احتمالاً بهتره سوءتفاهم رو برطرف کنیم.
30My sister hasn’t met after work yet.
خواهرم هنوز بعد از کار همدیگه رو ندید.
31I am still trying to see your point.
من هنوز دارم سعی می‌کنم منظور تو رو بفهمم.
32We should probably leave at six.
ما احتمالاً بهتره ساعت شش راه بیفتیم.
33We are supposed to disagree politely today.
ما قراره امروز مودبانه مخالفت کنیم.
34We ended up going for a walk.
ما آخرش برای پیاده‌روی رفتیم.
35My sister has been meaning to keep it simple.
خواهرم یه مدته قصد داره ساده نگهش کنه.
36I managed to visit my family.
من بالاخره تونستم به خانواده‌ام سر بزنم.
37We had to visit a museum yesterday.
ما دیروز مجبور شدیم به موزه سر بزنیم.
38If there’s time, my sister will cancel the plan.
اگه وقت باشه، خواهرم برنامه رو لغو می‌کنه.
39I may need to keep my promise again.
من شاید لازم باشه دوباره قولم رو نگه دارم.
40My friend decided to bring some snacks.
دوستم تصمیم گرفت یه کم خوراکی بیاره.
41The main reason is that I have another plan.
دلیل اصلی اینه که من یه برنامه دیگه دارم.
42It turns out that I didn’t see your message.
معلوم شد که من پیامت رو ندیدم.
43We may need another plan because I need some time.
شاید ما یه برنامه دیگه لازم داشته باشیم چون من یه کم وقت لازم دارم.
44That explains why I’m running late.
این توضیح می‌ده چرا دارم دیر می‌رسم.
45I’ll probably be at a café.
من احتمالاً توی کافه هستم.
46We may need another plan because I’m busy right now.
شاید ما یه برنامه دیگه لازم داشته باشیم چون الان سرم شلوغه.
47I am planning to answer the phone.
من قصد دارم گوشی رو جواب بدم.
48We ended up telling the truth.
ما آخرش حقیقت رو گفتیم.
49My friend still has time to come early.
دوستم هنوز وقت داره که زود بیاد.
50I still have time to invite my friends.
من هنوز وقت دارم که دوست‌هام رو دعوت کنم.