انگلیسی مثل آب خوردن
B2 • LESSON 34

۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره صحبت طبیعی درباره احساسات با ترجمه فارسی

Talking About Emotions Naturally

1I’m willing to reconsider.
من حاضرم دوباره بررسیش کنم.
2I should’ve known better.
من باید بهتر می‌دونستم.
3Would you rather talk about the problem now or wait?
تو ترجیح می‌دی الان درباره مشکل حرف بزنی یا صبر کنی؟
4I’d rather talk about the problem now.
من ترجیح می‌دم الان درباره مشکل حرف بزنم.
5Would you rather help with homework now or wait?
تو ترجیح می‌دی الان برای تکالیف کمک کنی یا صبر کنی؟
6I’d rather help with homework now.
من ترجیح می‌دم الان برای تکالیف کمک کنم.
7Could we send the address instead?
ما می‌تونیم به جاش آدرس رو بفرستیم؟
8Yes, we could send the address instead.
آره، ما می‌تونیم به جاش آدرس رو بفرستیم.
9Are you still open to canceling the plan?
تو هنوز حاضری برنامه رو لغو کنی؟
10Yes, I haven’t ruled out canceling the plan.
آره، من هنوز این احتمال رو کنار نذاشتم که برنامه رو لغو کنم.
11Would you rather send a message now or wait?
تو ترجیح می‌دی الان یه پیام بفرستی یا صبر کنی؟
12I’d rather send a message now.
من ترجیح می‌دم الان یه پیام بفرستم.
13We ended up canceling the plan anyway.
ما آخرش به هر حال برنامه رو لغو کردیم.
14If things change, my partner may listen carefully.
اگه شرایط عوض بشه، همراهم شاید با دقت گوش کنه.
15My partner would prefer to clarify the question first.
همراهم ترجیح می‌ده اول سؤال رو روشن کنه.
16I am considering visiting my parents.
من دارم فکر می‌کنم که به پدر و مادرم سر بزنم.
17My friend may have to read a bedtime story sooner than expected.
دوستم شاید مجبور بشه زودتر از انتظار قصه قبل از خواب بخونه.
18I could invite my friends now if necessary.
من اگه لازم باشه الان می‌تونم دوست‌هام رو دعوت کنم.
19We are not sure whether to set a boundary.
ما مطمئن نیستیم که یه حد و مرز مشخص کنیم یا نه.
20We decided to wait before sharing the chores.
ما تصمیم گرفتیم قبل از اینکه کارهای خونه رو تقسیم کنیم یه کم صبر کنیم.
21My partner is open to summing it up.
همراهم اگه لازم باشه حاضره خلاصه‌اش کنه.
22My partner is leaning toward meeting after work.
همراهم بیشتر مایله بعد از کار همدیگه رو ببینه.
23We haven’t ruled out visiting a relative.
ما هنوز این احتمال رو کنار نذاشتیم که به یکی از فامیل سر بزنیم.
24I would rather tell the truth now than wait.
من ترجیح می‌دم الان حقیقت رو بگم تا اینکه صبر کنم.
25My friend is considering leaving at six.
دوستم داره فکر می‌کنه که ساعت شش راه بیفته.
26We think it would be better to make plans together first.
ما فکر می‌کنیم بهتره اول با هم برنامه‌ریزی کنیم.
27I am leaning toward sharing my feelings.
من بیشتر مایلم احساساتم رو در میون بذارم.
28I ended up sharing the news anyway.
من آخرش به هر حال خبر رو با بقیه در میون گذاشتم.
29My friend may clear up the misunderstanding if things change.
اگه شرایط عوض بشه، دوستم شاید سوءتفاهم رو برطرف کنه.
30Someone close to me would prefer to find a compromise first.
یکی از نزدیکانم ترجیح می‌ده اول یه راه میانه پیدا کنه.
31We are considering helping with homework.
ما داریم فکر می‌کنیم که برای تکالیف کمک کنیم.
32My partner could plan a family day now if necessary.
همراهم اگه لازم باشه الان می‌تونه برای یه روز خانوادگی برنامه‌ریزی کنه.
33Someone close to me is not sure whether to answer the phone.
یکی از نزدیکانم مطمئن نیست که گوشی رو جواب بده یا نه.
34A friend of mine decided to wait before sending a message.
یکی از دوستام تصمیم گرفت قبل از اینکه یه پیام بفرسته یه کم صبر کنه.
35My friend is open to picking up the kids.
دوستم اگه لازم باشه حاضره بچه‌ها رو تحویل بگیره.
36We are not ready to spend some time together yet.
ما هنوز آماده نیستیم که با هم وقت بگذرونیم.
37We would rather wait before making dinner for the kids.
ما ترجیح می‌دیم یه کم صبر کنیم و بعد برای بچه‌ها شام درست کنیم.
38My partner thinks it would be better to bring some snacks first.
همراهم فکر می‌کنه بهتره اول یه کم خوراکی بیاره.
39Someone close to me is leaning toward apologizing.
یکی از نزدیکانم بیشتر مایله عذرخواهی کنه.
40If things change, I may change my mind.
اگه شرایط عوض بشه، من شاید نظرم رو عوض کنم.
41I haven’t ruled out sharing my opinion.
من هنوز این احتمال رو کنار نذاشتم که نظرم رو در میون بذارم.
42I would prefer to visit my family first.
من ترجیح می‌دم اول به خانواده‌ام سر بزنم.
43I am not ready to give an example yet.
من هنوز آماده نیستم که یه مثال بدم.
44We may share the news if things change.
اگه شرایط عوض بشه، ما شاید خبر رو با بقیه در میون بذاریم.
45A friend of mine is open to making a plan.
یکی از دوستام اگه لازم باشه حاضره یه برنامه بریزه.
46My partner ended up taking a family photo anyway.
همراهم آخرش به هر حال یه عکس خانوادگی گرفت.
47I decided to wait before packing a snack.
من تصمیم گرفتم قبل از اینکه میان‌وعده آماده کنم یه کم صبر کنم.
48My friend is not sure whether to give an honest answer.
دوستم مطمئن نیست که یه جواب صادقانه بده یا نه.
49Someone close to me thinks it would be better to confirm the plan first.
یکی از نزدیکانم فکر می‌کنه بهتره اول برنامه رو تأیید کنه.
50I could send the address now if necessary.
من اگه لازم باشه الان می‌تونم آدرس رو بفرستم.