C2 • LESSON 03
۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره عدم قطعیت بدون مبهم بودن با ترجمه فارسی
Uncertainty Without Sounding Vague
1I’m not losing sleep over it.
من بابتش خودم رو اذیت نمیکنم.
2I wouldn’t take that at face value.
من اون رو بدون بررسی قبول نمیکنم.
3That’s a stretch.
این یه کم دور از واقعیته.
4I’m not going to die on that hill.
من سر اون موضوع پافشاری نمیکنم.
5Would you still meet a friend if circumstances changed?
اگه شرایط عوض بشه، باز هم میخوای یه دوست رو ببینی؟
6Probably. I’d still meet a friend, but I’d review things first.
احتمالاً. من باز هم یه دوست رو میبینم، ولی اول شرایط رو دوباره بررسی میکنم.
7What would make you reconsider joining the meeting?
چی باعث میشه دوباره بررسی کنی که وارد جلسه بشی یا نه؟
8New information might make me reconsider joining the meeting.
اطلاعات جدید ممکنه باعث بشه دوباره بررسی کنم که وارد جلسه بشم یا نه.
9Are you leaning toward reporting the problem?
تو بیشتر مایلی مشکل رو گزارش کنی؟
10Yes, I’m leaning toward reporting the problem.
آره، من بیشتر مایلم مشکل رو گزارش کنم.
11Would you rule out making up completely?
تو این احتمال رو کاملاً رد میکنی که آشتی کنی؟
12No, I’d still consider making up.
نه، من هنوز این گزینه رو باز میذارم که آشتی کنم.
13Have you made up your mind about clarifying the question?
تو تصمیم گرفتی که سؤال رو روشن کنی یا نه؟
14Not yet. I’m still considering clarifying the question.
هنوز نه. من هنوز دارم فکر میکنم که سؤال رو روشن کنم یا نه.
15My sister would rather wait before clearing up the misunderstanding.
خواهرم ترجیح میده یه کم صبر کنه و بعد سوءتفاهم رو برطرف کنه.
16We are still considering whether to read the instructions.
ما هنوز داریم فکر میکنیم که دستورالعمل رو بخونیم یا نه.
17My brother would be happy to work from home.
برادرم با کمال میل حاضره از خونه کار کنه.
18I think looking for my wallet is probably the better option.
من فکر میکنم احتمالاً بهتره دنبال کیف پولم بگردم.
19My friend would rather wait a minute than put it off.
دوستم ترجیح میده یه دقیقه صبر کنه تا اینکه بندازمش برای بعد.
20My brother is leaning toward apologizing.
برادرم بیشتر مایله عذرخواهی کنه.
21I would rather stay calm than put it off.
من ترجیح میدم آروم بمونم تا اینکه بندازمش برای بعد.
22My brother would lean toward sharing the news.
برادرم بیشتر مایله خبر رو با بقیه در میون بذاره.
23One of my relatives would rather give an example than put it off.
یکی از فامیلهام ترجیح میده یه مثال بده تا اینکه بندازمش برای بعد.
24My friend would prefer to update the schedule sooner rather than later.
دوستم ترجیح میده زودتر برنامه رو بهروز کنه.
25My friend may as well clarify the question.
دوستم بد نیست سؤال رو روشن کنه.
26A friend of mine might reconsider checking the address.
یکی از دوستام شاید دوباره فکر کنه که آدرس رو چک کنه یا نه.
27I wouldn’t mind showing my ID.
من مشکلی ندارم که مدرک شناساییام رو نشون بدم.
28I am still considering whether to ask my manager.
من هنوز دارم فکر میکنم که از مدیرم سؤال بپرسم یا نه.
29We plan to ask a question unless something changes.
ما قصد داریم یه سؤال بپرسیم، مگر اینکه شرایط عوض بشه.
30We would be happy to think it over.
ما با کمال میل حاضریم دربارهاش فکر کنیم.
31My brother thinks changing the subject is probably the better option.
برادرم فکر میکنه احتمالاً بهتره موضوع رو عوض کنه.
32We are prepared to tell the truth if necessary.
ما اگه لازم باشه آمادهایم حقیقت رو بگیم.
33One of my relatives is leaning toward fixing the problem.
یکی از فامیلهام بیشتر مایله مشکل رو حل کنه.
34We would rather make plans together than put it off.
ما ترجیح میدیم با هم برنامهریزی کنیم تا اینکه بندازمش برای بعد.
35My sister would lean toward calling for help.
خواهرم بیشتر مایله برای کمک زنگ بزنه.
36I would rather try again than put it off.
من ترجیح میدم دوباره امتحان کنم تا اینکه بندازمش برای بعد.
37My sister would prefer to sum it up sooner rather than later.
خواهرم ترجیح میده زودتر خلاصهاش کنه.
38I would rather plan my week than put it off.
من ترجیح میدم برای هفتهام برنامهریزی کنم تا اینکه بندازمش برای بعد.
39We plan to leave early unless something changes.
ما قصد داریم زود راه بیفتیم، مگر اینکه شرایط عوض بشه.
40I wouldn’t mind sharing my opinion.
من مشکلی ندارم که نظرم رو در میون بذارم.
41I would rather wait before keeping my promise.
من ترجیح میدم یه کم صبر کنم و بعد قولم رو نگه دارم.
42My brother is still considering whether to call the client.
برادرم هنوز داره فکر میکنه که به مشتری زنگ بزنه یا نه.
43The sticking point is that I need more context.
نکتهای که کار رو گیر میاندازه اینه که من توضیح بیشتری لازم دارم.
44That changes the picture because the wording is unclear.
این شرایط رو عوض میکنه چون نحوه بیان واضح نیست.
45That changes the picture because I may have misunderstood.
این شرایط رو عوض میکنه چون شاید من بد متوجه شدم.
46That’s relevant because we’re talking about different things.
این مهمه چون داریم درباره دو چیز متفاوت حرف میزنیم.
47The catch is that I’m not fully convinced.
مشکلش اینه که کاملاً قانع نشدم.
48A relative of mine wouldn’t rule out working from home.
یکی از فامیلهام کاملاً این احتمال رو رد نمیکنه که از خونه کار کنه.
49We think answering the phone is probably the better option.
ما فکر میکنیم احتمالاً بهتره گوشی رو جواب بدیم.
50My friend would be happy to read the instructions.
دوستم با کمال میل حاضره دستورالعمل رو بخونه.
