C2 • LESSON 08
۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره مذاکره روزمره با ترجمه فارسی
Everyday Negotiation
1I’d take a step back.
من یه کم فاصله میگرفتم و دوباره نگاه میکردم.
2I wouldn’t make too much of it.
من خیلی بزرگش نمیکنم.
3That’s where I draw the line.
مرز من همینجاست.
4I’d call that a win.
من این رو یه موفقیت حساب میکنم.
5Would you still come back home if circumstances changed?
اگه شرایط عوض بشه، باز هم میخوای خونه بیای؟
6Probably. I’d still come back home, but I’d review things first.
احتمالاً. من باز هم خونه میام، ولی اول شرایط رو دوباره بررسی میکنم.
7What would make you reconsider calling a taxi?
چی باعث میشه دوباره بررسی کنی که تاکسی بگیری یا نه؟
8New information might make me reconsider calling a taxi.
اطلاعات جدید ممکنه باعث بشه دوباره بررسی کنم که تاکسی بگیرم یا نه.
9Are you leaning toward booking a table?
تو بیشتر مایلی میز رزرو کنی؟
10Yes, I’m leaning toward booking a table.
آره، من بیشتر مایلم میز رزرو کنم.
11Would you rule out listening carefully completely?
تو این احتمال رو کاملاً رد میکنی که با دقت گوش کنی؟
12No, I’d still consider listening carefully.
نه، من هنوز این گزینه رو باز میذارم که با دقت گوش کنم.
13Would you still clarify the question if circumstances changed?
اگه شرایط عوض بشه، باز هم میخوای سؤال رو روشن کنی؟
14Probably. I’d still clarify the question, but I’d review things first.
احتمالاً. من باز هم سؤال رو روشن میکنم، ولی اول شرایط رو دوباره بررسی میکنم.
15I am still considering whether to bring my passport.
من هنوز دارم فکر میکنم که پاسپورتم رو بیارم یا نه.
16My brother plans to join the group unless something changes.
برادرم قصد داره به گروه ملحق بشه، مگر اینکه شرایط عوض بشه.
17I would be happy to pack my suitcase.
من با کمال میل حاضرم چمدونم رو جمع کنم.
18We think asking a question is probably the better option.
ما فکر میکنیم احتمالاً بهتره یه سؤال بپرسیم.
19We are prepared to update the schedule if necessary.
ما اگه لازم باشه آمادهایم برنامه رو بهروز کنیم.
20My friend is leaning toward finishing the report.
دوستم بیشتر مایله گزارش رو تموم کنه.
21My brother wouldn’t rule out checking in online.
برادرم کاملاً این احتمال رو رد نمیکنه که آنلاین چکاین کنه.
22My brother would lean toward making a plan.
برادرم بیشتر مایله یه برنامه بریزه.
23My sister plans to stay in touch unless something changes.
خواهرم قصد داره در تماس بمونه، مگر اینکه شرایط عوض بشه.
24One of my relatives would prefer to find the gate sooner rather than later.
یکی از فامیلهام ترجیح میده زودتر گیت رو پیدا کنه.
25We may as well join the meeting.
ما بد نیست وارد جلسه بشیم.
26My sister might reconsider giving an honest answer.
خواهرم شاید دوباره فکر کنه که یه جواب صادقانه بده یا نه.
27We wouldn’t mind taking some photos.
ما مشکلی نداریم که چند تا عکس بگیریم.
28We are prepared to leave at six if necessary.
ما اگه لازم باشه آمادهایم ساعت شش راه بیفتیم.
29My sister is still considering whether to call the client.
خواهرم هنوز داره فکر میکنه که به مشتری زنگ بزنه یا نه.
30We would be happy to pick a day.
ما با کمال میل حاضریم یه روز انتخاب کنیم.
31We think working from home is probably the better option.
ما فکر میکنیم احتمالاً بهتره از خونه کار کنیم.
32My brother is prepared to change the time if necessary.
برادرم اگه لازم باشه آمادهست ساعت رو عوض کنه.
33One of my relatives is leaning toward buying a ticket.
یکی از فامیلهام بیشتر مایله یه بلیت بخره.
34My friend wouldn’t rule out meeting a friend.
دوستم کاملاً این احتمال رو رد نمیکنه که یه دوست رو ببینه.
35I’d lean toward asking for directions.
من بیشتر مایلم آدرس بپرسم.
36I would prefer to check my calendar sooner rather than later.
من ترجیح میدم زودتر تقویمم رو چک کنم.
37My friend might reconsider sharing the news.
دوستم شاید دوباره فکر کنه که خبر رو با بقیه در میون بذاره یا نه.
38We wouldn’t mind giving an example.
ما مشکلی نداریم که یه مثال بدیم.
39A friend of mine plans to listen carefully unless something changes.
یکی از دوستام قصد داره با دقت گوش کنه، مگر اینکه شرایط عوض بشه.
40I would be happy to change my mind.
من با کمال میل حاضرم نظرم رو عوض کنم.
41My brother thinks telling the truth is probably the better option.
برادرم فکر میکنه احتمالاً بهتره حقیقت رو بگه.
42One of my relatives is leaning toward coming back home.
یکی از فامیلهام بیشتر مایله خونه بیاد.
43That changes the picture because I’m not free tonight.
این شرایط رو عوض میکنه چون من امشب آزاد نیستم.
44The sticking point is that we need more time.
نکتهای که کار رو گیر میاندازه اینه که ما وقت بیشتری لازم داریم.
45That’s relevant because I have another appointment.
این مهمه چون من یه قرار دیگه دارم.
46The sticking point is that my schedule changed.
نکتهای که کار رو گیر میاندازه اینه که برنامهام عوض شده.
47The catch is that Friday works better.
مشکلش اینه که جمعه بهتره.
48A relative of mine would prefer to check in online sooner rather than later.
یکی از فامیلهام ترجیح میده زودتر آنلاین چکاین کنه.
49I would rather check my calendar than put it off.
من ترجیح میدم تقویمم رو چک کنم تا اینکه بندازمش برای بعد.
50I’d lean toward inviting my friends.
من بیشتر مایلم دوستهام رو دعوت کنم.
