C2 • LESSON 13
۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره تصمیمگیری با سنجش بدهبستانها با ترجمه فارسی
Decisions with Trade-Offs
1Let’s not split hairs.
بیا سر جزئیات بیاهمیت گیر ندیم.
2That’s not the end of the world.
آخر دنیا که نیست.
3That’s a fair reading of it.
این برداشت منصفانهایه.
4I’m not fussed either way.
برای من خیلی فرقی نمیکنه.
5Would you still find a compromise if circumstances changed?
اگه شرایط عوض بشه، باز هم میخوای یه راه میانه پیدا کنی؟
6Probably. I’d still find a compromise, but I’d review things first.
احتمالاً. من باز هم یه راه میانه پیدا میکنم، ولی اول شرایط رو دوباره بررسی میکنم.
7Are you leaning toward joining the meeting?
تو بیشتر مایلی وارد جلسه بشی؟
8Yes, I’m leaning toward joining the meeting.
آره، من بیشتر مایلم وارد جلسه بشم.
9Are you leaning toward apologizing?
تو بیشتر مایلی عذرخواهی کنی؟
10Yes, I’m leaning toward apologizing.
آره، من بیشتر مایلم عذرخواهی کنم.
11Would you rule out sharing the news completely?
تو این احتمال رو کاملاً رد میکنی که خبر رو با بقیه در میون بذاری؟
12No, I’d still consider sharing the news.
نه، من هنوز این گزینه رو باز میذارم که خبر رو با بقیه در میون بذارم.
13Have you made up your mind about asking a question?
تو تصمیم گرفتی که یه سؤال بپرسی یا نه؟
14Not yet. I’m still considering asking a question.
هنوز نه. من هنوز دارم فکر میکنم که یه سؤال بپرسم یا نه.
15My friend might reconsider apologizing.
دوستم شاید دوباره فکر کنه که عذرخواهی کنه یا نه.
16My sister would lean toward listening carefully.
خواهرم بیشتر مایله با دقت گوش کنه.
17My sister would rather wait before asking a question.
خواهرم ترجیح میده یه کم صبر کنه و بعد یه سؤال بپرسه.
18My brother is still considering whether to change the plan.
برادرم هنوز داره فکر میکنه که برنامه رو عوض کنه یا نه.
19We are leaning toward bringing it up later.
ما بیشتر مایلیم بعداً مطرحش کنیم.
20I think sharing my opinion is probably the better option.
من فکر میکنم احتمالاً بهتره نظرم رو در میون بذارم.
21My friend wouldn’t mind checking in later.
دوستم مشکلی نداره که بعداً دوباره سراغش بره.
22My sister wouldn’t rule out joining the meeting.
خواهرم کاملاً این احتمال رو رد نمیکنه که وارد جلسه بشه.
23We’d lean toward writing an email.
ما بیشتر مایلیم یه ایمیل بنویسیم.
24I would rather set a boundary than put it off.
من ترجیح میدم یه حد و مرز مشخص کنم تا اینکه بندازمش برای بعد.
25I would prefer to share my feelings sooner rather than later.
من ترجیح میدم زودتر احساساتم رو در میون بذارم.
26We might reconsider explaining what happened.
ما شاید دوباره فکر کنیم که اتفاقی که افتاد رو توضیح کنیم یا نه.
27We wouldn’t mind finding a compromise.
ما مشکلی نداریم که یه راه میانه پیدا کنیم.
28My brother would rather wait before answering the phone.
برادرم ترجیح میده یه کم صبر کنه و بعد گوشی رو جواب بده.
29My brother is still considering whether to help a coworker.
برادرم هنوز داره فکر میکنه که به یه همکار کمک کنه یا نه.
30I plan to check my email unless something changes.
من قصد دارم ایمیلم رو چک کنم، مگر اینکه شرایط عوض بشه.
31A relative of mine would lean toward keeping it simple.
یکی از فامیلهام بیشتر مایله ساده نگهش کنه.
32I’d lean toward planning my week.
من بیشتر مایلم برای هفتهام برنامهریزی کنم.
33My sister wouldn’t rule out summing it up.
خواهرم کاملاً این احتمال رو رد نمیکنه که خلاصهاش کنه.
34We would rather give an honest answer than put it off.
ما ترجیح میدیم یه جواب صادقانه بدیم تا اینکه بندازمش برای بعد.
35I would prefer to look for my wallet sooner rather than later.
من ترجیح میدم زودتر دنبال کیف پولم بگردم.
36We may as well call a mechanic.
ما بد نیست به مکانیک زنگ بزنیم.
37My friend would rather wait before telling the truth.
دوستم ترجیح میده یه کم صبر کنه و بعد حقیقت رو بگه.
38We are still considering whether to try again.
ما هنوز داریم فکر میکنیم که دوباره امتحان کنیم یا نه.
39We plan to ask for clarification unless something changes.
ما قصد داریم توضیح بیشتر بخوایم، مگر اینکه شرایط عوض بشه.
40A relative of mine would be happy to clarify the question.
یکی از فامیلهام با کمال میل حاضره سؤال رو روشن کنه.
41We’d lean toward making plans together.
ما بیشتر مایلیم با هم برنامهریزی کنیم.
42I am prepared to take a break if necessary.
من اگه لازم باشه آمادهام یه استراحت کنم.
43My sister wouldn’t mind calling the client.
خواهرم مشکلی نداره که به مشتری زنگ بزنه.
44One of my relatives might reconsider telling the truth.
یکی از فامیلهام شاید دوباره فکر کنه که حقیقت رو بگه یا نه.
45I may as well read the instructions.
من بد نیست دستورالعمل رو بخونم.
46I would prefer to call my friend sooner rather than later.
من ترجیح میدم زودتر به دوستم زنگ بزنم.
47A friend of mine would rather set a boundary than put it off.
یکی از دوستام ترجیح میده یه حد و مرز مشخص کنه تا اینکه بندازمش برای بعد.
48A relative of mine would lean toward sharing the news.
یکی از فامیلهام بیشتر مایله خبر رو با بقیه در میون بذاره.
49I wouldn’t rule out leaving early.
من کاملاً این احتمال رو رد نمیکنم که زود راه بیفتم.
50We are prepared to join the meeting if necessary.
ما اگه لازم باشه آمادهایم وارد جلسه بشیم.
