انگلیسی مثل آب خوردن
C2 • LESSON 19

۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره هم‌آیی‌های قوی روزمره با ترجمه فارسی

Strong Everyday Collocations

1That’s a calculated risk.
این یه ریسک حساب‌شده‌ست.
2Let’s not force a decision.
بیا تصمیم رو به زور جلو نبریم.
3I’d rather be prepared.
من ترجیح می‌دم آماده باشم.
4Would you rule out finishing the report completely?
تو این احتمال رو کاملاً رد می‌کنی که گزارش رو تموم کنی؟
5No, I’d still consider finishing the report.
نه، من هنوز این گزینه رو باز می‌ذارم که گزارش رو تموم کنم.
6Are you leaning toward sharing the news?
تو بیشتر مایلی خبر رو با بقیه در میون بذاری؟
7Yes, I’m leaning toward sharing the news.
آره، من بیشتر مایلم خبر رو با بقیه در میون بذارم.
8Would you rule out sending a message completely?
تو این احتمال رو کاملاً رد می‌کنی که یه پیام بفرستی؟
9No, I’d still consider sending a message.
نه، من هنوز این گزینه رو باز می‌ذارم که یه پیام بفرستم.
10Have you made up your mind about explaining what happened?
تو تصمیم گرفتی که اتفاقی که افتاد رو توضیح کنی یا نه؟
11Not yet. I’m still considering explaining what happened.
هنوز نه. من هنوز دارم فکر می‌کنم که اتفاقی که افتاد رو توضیح کنم یا نه.
12Would you still keep it simple if circumstances changed?
اگه شرایط عوض بشه، باز هم می‌خوای ساده نگهش کنی؟
13Probably. I’d still keep it simple, but I’d review things first.
احتمالاً. من باز هم ساده نگهش می‌کنم، ولی اول شرایط رو دوباره بررسی می‌کنم.
14I’d lean toward asking my manager.
من بیشتر مایلم از مدیرم سؤال بپرسم.
15My friend would prefer to set a boundary sooner rather than later.
دوستم ترجیح می‌ده زودتر یه حد و مرز مشخص کنه.
16I may as well sum it up.
من بد نیست خلاصه‌اش کنم.
17We might reconsider checking the address.
ما شاید دوباره فکر کنیم که آدرس رو چک کنیم یا نه.
18My sister plans to help a coworker unless something changes.
خواهرم قصد داره به یه همکار کمک کنه، مگر اینکه شرایط عوض بشه.
19My brother thinks asking a question is probably the better option.
برادرم فکر می‌کنه احتمالاً بهتره یه سؤال بپرسه.
20I would prefer to stay calm sooner rather than later.
من ترجیح می‌دم زودتر آروم بمونم.
21My sister wouldn’t rule out finding a compromise.
خواهرم کاملاً این احتمال رو رد نمی‌کنه که یه راه میانه پیدا کنه.
22My sister would lean toward finishing the report.
خواهرم بیشتر مایله گزارش رو تموم کنه.
23A relative of mine would rather report the problem than put it off.
یکی از فامیل‌هام ترجیح می‌ده مشکل رو گزارش کنه تا اینکه بندازمش برای بعد.
24We would prefer to work from home sooner rather than later.
ما ترجیح می‌دیم زودتر از خونه کار کنیم.
25My sister may as well ask for help.
خواهرم بد نیست کمک بخواد.
26My brother might reconsider sharing the news.
برادرم شاید دوباره فکر کنه که خبر رو با بقیه در میون بذاره یا نه.
27We would prefer to keep it simple sooner rather than later.
ما ترجیح می‌دیم زودتر ساده نگهش کنیم.
28My brother would rather wait before meeting a friend.
برادرم ترجیح می‌ده یه کم صبر کنه و بعد یه دوست رو ببینه.
29We would prefer to listen carefully sooner rather than later.
ما ترجیح می‌دیم زودتر با دقت گوش کنیم.
30I would prefer to plan my week sooner rather than later.
من ترجیح می‌دم زودتر برای هفته‌ام برنامه‌ریزی کنم.
31We think calling a mechanic is probably the better option.
ما فکر می‌کنیم احتمالاً بهتره به مکانیک زنگ بزنیم.
32We are leaning toward disagreeing politely.
ما بیشتر مایلیم مودبانه مخالفت کنیم.
33We would be happy to bring it up later.
ما با کمال میل حاضریم بعداً مطرحش کنیم.
34We’d lean toward giving an honest answer.
ما بیشتر مایلیم یه جواب صادقانه بدیم.
35We would rather apologize than put it off.
ما ترجیح می‌دیم عذرخواهی کنیم تا اینکه بندازمش برای بعد.
36I would prefer to help my friend sooner rather than later.
من ترجیح می‌دم زودتر به دوستم کمک کنم.
37I may as well check my email.
من بد نیست ایمیلم رو چک کنم.
38We wouldn’t mind agreeing with you.
ما مشکلی نداریم که با تو موافقت کنیم.
39A relative of mine would rather wait before calling the client.
یکی از فامیل‌هام ترجیح می‌ده یه کم صبر کنه و بعد به مشتری زنگ بزنه.
40One of my relatives is still considering whether to answer the phone.
یکی از فامیل‌هام هنوز داره فکر می‌کنه که گوشی رو جواب بده یا نه.
41We think clearing up the misunderstanding is probably the better option.
ما فکر می‌کنیم احتمالاً بهتره سوءتفاهم رو برطرف کنیم.
42My brother may as well keep it simple.
برادرم بد نیست ساده نگهش کنه.
43We would prefer to spend some time together sooner rather than later.
ما ترجیح می‌دیم زودتر با هم وقت بگذرونیم.
44We would rather call for help than put it off.
ما ترجیح می‌دیم برای کمک زنگ بزنیم تا اینکه بندازمش برای بعد.
45My sister wouldn’t rule out asking for help.
خواهرم کاملاً این احتمال رو رد نمی‌کنه که کمک بخواد.
46One of my relatives is leaning toward calling the client.
یکی از فامیل‌هام بیشتر مایله به مشتری زنگ بزنه.
47I am prepared to update the schedule if necessary.
من اگه لازم باشه آماده‌ام برنامه رو به‌روز کنم.
48I think explaining my point is probably the better option.
من فکر می‌کنم احتمالاً بهتره منظورم رو توضیح کنم.
49My friend would be happy to report the problem.
دوستم با کمال میل حاضره مشکل رو گزارش کنه.
50I wouldn’t mind staying in touch.
من مشکلی ندارم که در تماس بمونم.