انگلیسی مثل آب خوردن
C2 • LESSON 22

۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره پرسش‌وپاسخ روان با ترجمه فارسی

Fluent Questions & Answers

1I’m not going to die on this hill.
من نمی‌خوام سر این موضوع پافشاری بی‌فایده کنم.
2That’s not the hill to die on.
اون موضوع ارزش جنگیدن نداره.
3Don’t let it get to you.
نذار اذیتت کنه.
4Have you made up your mind about visiting a museum?
تو تصمیم گرفتی که به موزه سر بزنی یا نه؟
5Not yet. I’m still considering visiting a museum.
هنوز نه. من هنوز دارم فکر می‌کنم که به موزه سر بزنم یا نه.
6Would you still book a table if circumstances changed?
اگه شرایط عوض بشه، باز هم می‌خوای میز رزرو کنی؟
7Probably. I’d still book a table, but I’d review things first.
احتمالاً. من باز هم میز رزرو می‌کنم، ولی اول شرایط رو دوباره بررسی می‌کنم.
8What would make you reconsider confirming the plan?
چی باعث می‌شه دوباره بررسی کنی که برنامه رو تأیید کنی یا نه؟
9New information might make me reconsider confirming the plan.
اطلاعات جدید ممکنه باعث بشه دوباره بررسی کنم که برنامه رو تأیید کنم یا نه.
10Would you rule out clarifying the question completely?
تو این احتمال رو کاملاً رد می‌کنی که سؤال رو روشن کنی؟
11No, I’d still consider clarifying the question.
نه، من هنوز این گزینه رو باز می‌ذارم که سؤال رو روشن کنم.
12Would you rule out telling the truth completely?
تو این احتمال رو کاملاً رد می‌کنی که حقیقت رو بگی؟
13No, I’d still consider telling the truth.
نه، من هنوز این گزینه رو باز می‌ذارم که حقیقت رو بگم.
14My brother is leaning toward leaving at six.
برادرم بیشتر مایله ساعت شش راه بیفته.
15I plan to make up unless something changes.
من قصد دارم آشتی کنم، مگر اینکه شرایط عوض بشه.
16My sister would be happy to make a plan.
خواهرم با کمال میل حاضره یه برنامه بریزه.
17My brother may as well listen carefully.
برادرم بد نیست با دقت گوش کنه.
18We wouldn’t rule out changing the time.
ما کاملاً این احتمال رو رد نمی‌کنیم که ساعت رو عوض کنیم.
19My brother would lean toward bringing some snacks.
برادرم بیشتر مایله یه کم خوراکی بیاره.
20My sister would rather book a table than put it off.
خواهرم ترجیح می‌ده میز رزرو کنه تا اینکه بندازمش برای بعد.
21One of my relatives would prefer to watch a movie sooner rather than later.
یکی از فامیل‌هام ترجیح می‌ده زودتر یه فیلم تماشا کنه.
22My sister may as well listen to music.
خواهرم بد نیست موسیقی گوش کنه.
23I might reconsider explaining my point.
من شاید دوباره فکر کنم که منظورم رو توضیح کنم یا نه.
24I wouldn’t mind checking my calendar.
من مشکلی ندارم که تقویمم رو چک کنم.
25We would rather wait before joining a class.
ما ترجیح می‌دیم یه کم صبر کنیم و بعد در یه کلاس شرکت کنیم.
26My brother is still considering whether to change the subject.
برادرم هنوز داره فکر می‌کنه که موضوع رو عوض کنه یا نه.
27A relative of mine plans to ask a question unless something changes.
یکی از فامیل‌هام قصد داره یه سؤال بپرسه، مگر اینکه شرایط عوض بشه.
28My sister would be happy to go for a walk.
خواهرم با کمال میل حاضره برای پیاده‌روی بره.
29I think calling my friend is probably the better option.
من فکر می‌کنم احتمالاً بهتره به دوستم زنگ بزنم.
30My friend might reconsider waiting until Friday.
دوستم شاید دوباره فکر کنه که تا جمعه صبر کنه یا نه.
31One of my relatives is leaning toward picking a day.
یکی از فامیل‌هام بیشتر مایله یه روز انتخاب کنه.
32A relative of mine would lean toward meeting some friends.
یکی از فامیل‌هام بیشتر مایله چند تا دوست رو ببینه.
33My sister may as well sum it up.
خواهرم بد نیست خلاصه‌اش کنه.
34My friend might reconsider sharing a song.
دوستم شاید دوباره فکر کنه که یه آهنگ به اشتراک بذاره یا نه.
35We are still considering whether to read a book.
ما هنوز داریم فکر می‌کنیم که یه کتاب بخونیم یا نه.
36A relative of mine plans to send a message unless something changes.
یکی از فامیل‌هام قصد داره یه پیام بفرسته، مگر اینکه شرایط عوض بشه.
37We may as well keep it simple.
ما بد نیست ساده نگهش کنیم.
38My brother is leaning toward meeting after work.
برادرم بیشتر مایله بعد از کار همدیگه رو ببینه.
39One of my relatives is prepared to think it over if necessary.
یکی از فامیل‌هام اگه لازم باشه آماده‌ست درباره‌اش فکر کنه.
40My sister wouldn’t rule out going to a concert.
خواهرم کاملاً این احتمال رو رد نمی‌کنه که کنسرت بره.
41A relative of mine would lean toward canceling the plan.
یکی از فامیل‌هام بیشتر مایله برنامه رو لغو کنه.
42The sticking point is that I didn’t see your message.
نکته‌ای که کار رو گیر می‌اندازه اینه که من پیامت رو ندیدم.
43The catch is that I’m busy right now.
مشکلش اینه که الان سرم شلوغه.
44That changes the picture because I have another plan.
این شرایط رو عوض می‌کنه چون من یه برنامه دیگه دارم.
45The catch is that I need some time.
مشکلش اینه که من یه کم وقت لازم دارم.
46That’s relevant because I’m running late.
این مهمه چون دارم دیر می‌رسم.
47I would prefer to change my mind sooner rather than later.
من ترجیح می‌دم زودتر نظرم رو عوض کنم.
48I would rather keep my promise than put it off.
من ترجیح می‌دم قولم رو نگه دارم تا اینکه بندازمش برای بعد.
49I wouldn’t rule out making up.
من کاملاً این احتمال رو رد نمی‌کنم که آشتی کنم.
50We think waiting until Friday is probably the better option.
ما فکر می‌کنیم احتمالاً بهتره تا جمعه صبر کنیم.