C2 • LESSON 24
۵۰ جمله کاربردی انگلیسی درباره مرور نهایی روانی روزمره با ترجمه فارسی
Final Everyday Fluency Review
1We can agree to disagree.
ما میتونیم قبول کنیم که اختلافنظر داریم.
2That says more about them.
این بیشتر درباره خودشون چیزی میگه.
3It is what it is.
همینه که هست.
4That ship has sailed.
دیگه وقت اون گذشته.
5Are you leaning toward making up?
تو بیشتر مایلی آشتی کنی؟
6Yes, I’m leaning toward making up.
آره، من بیشتر مایلم آشتی کنم.
7Are you leaning toward reviewing the document?
تو بیشتر مایلی سند رو بررسی کنی؟
8Yes, I’m leaning toward reviewing the document.
آره، من بیشتر مایلم سند رو بررسی کنم.
9Would you rule out taking a break completely?
تو این احتمال رو کاملاً رد میکنی که یه استراحت کنی؟
10No, I’d still consider taking a break.
نه، من هنوز این گزینه رو باز میذارم که یه استراحت کنم.
11Have you made up your mind about summing it up?
تو تصمیم گرفتی که خلاصهاش کنی یا نه؟
12Not yet. I’m still considering summing it up.
هنوز نه. من هنوز دارم فکر میکنم که خلاصهاش کنم یا نه.
13Would you still start the meeting if circumstances changed?
اگه شرایط عوض بشه، باز هم میخوای جلسه رو شروع کنی؟
14Probably. I’d still start the meeting, but I’d review things first.
احتمالاً. من باز هم جلسه رو شروع میکنم، ولی اول شرایط رو دوباره بررسی میکنم.
15My sister wouldn’t rule out asking for clarification.
خواهرم کاملاً این احتمال رو رد نمیکنه که توضیح بیشتر بخواد.
16I might reconsider calling my friend.
من شاید دوباره فکر کنم که به دوستم زنگ بزنم یا نه.
17My brother wouldn’t mind sending the file.
برادرم مشکلی نداره که فایل رو بفرسته.
18I am still considering whether to check my email.
من هنوز دارم فکر میکنم که ایمیلم رو چک کنم یا نه.
19My brother is prepared to answer the phone if necessary.
برادرم اگه لازم باشه آمادهست گوشی رو جواب بده.
20My brother is leaning toward summing it up.
برادرم بیشتر مایله خلاصهاش کنه.
21One of my relatives wouldn’t rule out meeting a friend.
یکی از فامیلهام کاملاً این احتمال رو رد نمیکنه که یه دوست رو ببینه.
22I’d lean toward changing my mind.
من بیشتر مایلم نظرم رو عوض کنم.
23My sister would be happy to keep it simple.
خواهرم با کمال میل حاضره ساده نگهش کنه.
24My friend would prefer to finish the report sooner rather than later.
دوستم ترجیح میده زودتر گزارش رو تموم کنه.
25My friend might reconsider talking about the problem.
دوستم شاید دوباره فکر کنه که درباره مشکل حرف بزنه یا نه.
26My friend would be happy to stay in touch.
دوستم با کمال میل حاضره در تماس بمونه.
27My sister would rather wait before changing the plan.
خواهرم ترجیح میده یه کم صبر کنه و بعد برنامه رو عوض کنه.
28My brother is still considering whether to try again.
برادرم هنوز داره فکر میکنه که دوباره امتحان کنه یا نه.
29I plan to update the schedule unless something changes.
من قصد دارم برنامه رو بهروز کنم، مگر اینکه شرایط عوض بشه.
30One of my relatives would be happy to set a boundary.
یکی از فامیلهام با کمال میل حاضره یه حد و مرز مشخص کنه.
31My brother would be happy to stay calm.
برادرم با کمال میل حاضره آروم بمونه.
32I would prefer to find a compromise sooner rather than later.
من ترجیح میدم زودتر یه راه میانه پیدا کنم.
33A relative of mine may as well report the problem.
یکی از فامیلهام بد نیست مشکل رو گزارش کنه.
34I might reconsider keeping my promise.
من شاید دوباره فکر کنم که قولم رو نگه دارم یا نه.
35One of my relatives wouldn’t mind reviewing the document.
یکی از فامیلهام مشکلی نداره که سند رو بررسی کنه.
36A friend of mine is still considering whether to check the address.
یکی از دوستام هنوز داره فکر میکنه که آدرس رو چک کنه یا نه.
37My friend thinks calling the client is probably the better option.
دوستم فکر میکنه احتمالاً بهتره به مشتری زنگ بزنه.
38My brother would be happy to listen carefully.
برادرم با کمال میل حاضره با دقت گوش کنه.
39We’d lean toward agreeing with you.
ما بیشتر مایلیم با تو موافقت کنیم.
40We would rather work from home than put it off.
ما ترجیح میدیم از خونه کار کنیم تا اینکه بندازمش برای بعد.
41A friend of mine would prefer to clear up the misunderstanding sooner rather than later.
یکی از دوستام ترجیح میده زودتر سوءتفاهم رو برطرف کنه.
42My sister would be happy to wait a minute.
خواهرم با کمال میل حاضره یه دقیقه صبر کنه.
43One of my relatives would rather wait before setting a boundary.
یکی از فامیلهام ترجیح میده یه کم صبر کنه و بعد یه حد و مرز مشخص کنه.
44We might reconsider clarifying the question.
ما شاید دوباره فکر کنیم که سؤال رو روشن کنیم یا نه.
45A relative of mine would prefer to try again sooner rather than later.
یکی از فامیلهام ترجیح میده زودتر دوباره امتحان کنه.
46My brother would rather call the client than put it off.
برادرم ترجیح میده به مشتری زنگ بزنه تا اینکه بندازمش برای بعد.
47I’d lean toward disagreeing politely.
من بیشتر مایلم مودبانه مخالفت کنم.
48My friend might reconsider staying in touch.
دوستم شاید دوباره فکر کنه که در تماس بمونه یا نه.
49One of my relatives might reconsider checking in later.
یکی از فامیلهام شاید دوباره فکر کنه که بعداً دوباره سراغش بره یا نه.
50I think keeping it simple is probably the better option.
من فکر میکنم احتمالاً بهتره ساده نگهش کنم.
